۱۰ نکته درباره نامه امشب ترامپ به کنگره
۱-ساعتی پیش ترامپ در نامهای به کنگره اعلام کرد درگیریهای نظامی آمریکا با ایران "پایان یافته" است. با اینکه ترامپ پیش از این گفته بود قانون اختیارات جنگ خلاف قانون اساسی آمریکا است، در عمل با ارسال نامه در ابتدای جنگ و نامه پایان مهلت ۶۰ روزه به کنگره به این قانون تمکین کرد.
۲-با توجه به مخالفت اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان دموکرات و اقلیتی از نمایندگان جمهوریخواه، ترامپ متوجه است که در صورت تلاش برای اخذ مجوز از کنگره برای ادامه جنگ، رأی لازم را به دست نخواهد آورد.
۳-از آنجا که بر اساس قانون اختیارات جنگ، ادامه جنگ نیازمند رأی مثبت کنگره است، رئیس جمهور امکان استفاده از قدرت وتو را ندارد.
۴-برای ترامپ بهتر بود بتواند از کنگره رأی مثبت در راستای اعطای مجوز تداوم جنگ دریافت کند تا به ایران اعلام کند تهدیداتی که در قبال ایران انجام میدهد با پشتوانه کنگره است و با ظاهر قدرتمندتری در مقابل ایران ظاهر شود. از آنجا که وی به این نتیجه رسیده است که فاقد چنین پشتوانهای است و با توجه به اینکه طبق قانون، وی مخیر به اتمام جنگ (terminate) پیش از ۶۰ روز یا اخذ مجوز از کنگره برای ادامه جنگ فراتر از ۶۰ روز است، ترامپ تصمیم به اعلام اتمام جنگ گرفته است.
۵-ترامپ در عمل در نامه امکان شروع عملیات بعدی را هم گوشزد کرده است. یعنی به زعم خود روزشمار ۶۰ روزه را صفر کرده و در صورت نیاز به اقدام مجدد نظامی روزشمار جدیدی را با شروع عملیات جدید آغاز خواهد کرد.
۶-البته این روش برای دورزدن قانون با مخالفت اکثریت دموکراتها و درصدی از جمهوریخواهان مواجه خواهد شد چرا که به وضوح در اینجا یک جنگ واحد علیه ایران در جریان است.
نتیجه برای ایران:
۱-با توجه به اینکه محاصره دریایی ذیل قوانین بینالملل و ذیل قوانین آمریکا اقدام جنگی است، آتشبس یکطرفه بوده و آمریکا در عمل از ابتدا ناقض آتشبس بوده است. متأسفانه ترامپ با سوء استفاده از نجابت ایران و فضای مذاکراتی کشور موفق شده است در نامه ادعا کند از روز آتشبس سربازان آمریکایی در معرض خطر نبودهاند.
۲-اگر تبادل آتش در پاسخ به محاصره دریایی حتی در حد محدود تداوم مییافت، با فرا رسیدن مهلت ۶۰ روزه، ترامپ چارهای جز درخواست مجوز ادامه جنگ از کنگره نداشت (که چنین رأیی وجود نداشت).
۳-باید برای این طراحی ترامپ که هدفش صفر کردن روزشمار ۶۰ روزه است پاسخ سیاسی و نظامی داشت.
۴-توجه به محدودیتهای داخلی ترامپ به معنای دلخوش کردن به کنگره آمریکا نیست. بلکه به معنای استفاده از همه ابزارهای موجود برای شکست کامل طرف مقابل است.
ترجمه بخشهای اصلی نامه:
بدینوسیله به اطلاع میرسانم که در چارچوب تلاشهایم برای مطلع نگاه داشتن کامل کنگره، و در انطباق با قانون اختیارات جنگ (قانون عمومی ۹۳/۱۴۸)، تغییراتی در آرایش نیروهای ایالات متحده در حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعمال شده است.
در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶، دستور یک آتشبس دو هفتهای را صادر کردم. این آتشبس از آن زمان تمدید شده است. از ۷ آوریل ۲۰۲۶ تاکنون هیچ تبادل آتشی میان نیروهای ایالات متحده و ایران صورت نگرفته است. درگیریهایی که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده بود، پایان یافته است.
با وجود موفقیت عملیات ایالات متحده علیه رژیم ایران و تلاشهای مستمر برای دستیابی به صلحی پایدار، تهدیدی که ایران متوجه ایالات متحده و نیروهای مسلح ما میکند همچنان قابل توجه است.
با تحول شرایط، مطابق با قانون اختیارات جنگ، همچنان کنگره را در جریان تغییرات مهم در حضور نیروهای مسلح ایالات متحده قرار خواهم داد.
@IzadiFoad
تنگه هرمز چهقدر میتواند درآمد تولید کند؟
محاسبه مجله آمریکایی فارین افیرز: سالانه ۸۰ میلیارد دلار.
نحوه محاسبه:
"۵ دلار به ازای هر بشکه نفت، ۲۰ سنت به ازای هر هزار فوت مکعب گاز، ۲۵ دلار به ازای هر تن گوگرد، و ۳۰ دلار به ازای هر تن اوره"
نویسنده طرح معاون اسبق وزارت خارجه آمریکا است، که مـعتقد است مدیریت پول توسط سازمان ملل انجام شود و کشورهای عربی خلیج فارس هم سهیم شوند. نکته مهم مقاله البته همان ظرفیت درآمد سالانه ۸۰ میلیارد دلار در #تنگه_هرمز است:
https://www.foreignaffairs.com/iran/price-peace-iran
پیش از این خبرگزاری رویترز درآمد ایران از تنگه هرمز را سالانه ۱۱۰ میلیارد دلار محاسبه کرده بود:
https://www.reuters.com/commentary/breakingviews/trump-may-have-given-iran-500-bln-money-spinner-2026-04-01/
درآمد سالانه ایران از فروش نفت حدود ۴۰ میلیارد دلار است.
@IzadiFoad
سه نکته مقاله مهم استاد حقوق بینالملل دانشگاه نروژ:
ذیل قوانین بینالملل:
۱-ایران میتواند کشتیهای تجاری اسکورت شده توسط آمریکا را هدف قرار دهد.
۲-ایران میتواند کل خط ساحلی کشورهای عربی خلیج فارس را محاصره کند.
۳-ایران میتواند ناوبری در تنگه بینالمللی هرمز را به طور کامل ببندد.
جملات مرتبط در مقاله که در مجله اروپایی حقوق بینالملل چاپ شده:
۱-"اگر کشتیهای جنگی ایالات متحده یا اسرائیل شروع به اسکورت کشتیهای تجاری در منطقه خلیج فارس کنند، طبق قانون ۶۰(d) از دستورالعمل سن رمو، کشتیهای اسکورت شده میتوانند به عنوان کشتیهای تجاری دشمن و اهداف نظامی در نظر گرفته شوند."
۲-"آیا ایران از نظر قانونی حق اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز را دارد؟ این امر عمدتاً به این بستگی دارد که آیا کل سواحل خلیج فارس (به جز ایران) بخشی از حضور نظامی یک کشور دشمن، یعنی ایالات متحده، هستند یا خیر. از یک سو، حملات ایران کشورهای عربی در خلیج فارس را هدف قرار داده است که این امر را میتوان با حضور پایگاههای نظامی ایالات متحده در هر یک از این کشورهای عربی توضیح داد. اگر ایالات متحده خطوط ساحلی کشورهای عربی در خلیج فارس را کنترل کند، ایران میتواند کل خط ساحلی کشورهای عربی خلیج فارس را محاصره کند. معیار کلیدی محاصره، اثربخشی است (ماده ۹۵ دستورالعمل سن رمو)، که در اصل دلالت بر این دارد که هیچ کشتی یا هواپیمایی نمیتواند اجازه نقض محاصره توسط ایران را داشته باشد."
۳-"همانطور که هاینتشل فون هاینگ (در صفحات ۲۶۷، ۲۷۰) اشاره میکند، فضای هوایی بالای یک تنگه بینالمللی میتواند برای پرواز هواپیماهای بیطرف و متخاصم بسته شود. او (در صفحه ۲۶۵) و همچنین کامینوس و کوگلیاتی-بانتز (در صفحه ۳۰) نیز معتقدند که کشور ساحلی تنگه در صورت «مواجه بودن با شدیدترین شرایط»، میتواند اجازه داشته باشد که ناوبری را در یک تنگه بینالمللی به طور کامل ببندد. مسلماً، به نظر میرسد این وضعیتی است که ایران در حال حاضر با آن مواجه است."
نویسنده مقاله: دکتر الکساندر لات، استاد مرکز حقوق دریاها در دانشگاه نروژ؛ دانشیار حقوق بینالملل و حقوق دریاها در دانشگاه تارتو، استونی. نویسنده کتابهای «تهدیدات ترکیبی و حقوق دریاها: استفاده از زور و محدودیتهای تبعیضآمیز ناوبری در تنگهها» (انتشارات بریل، ۲۰۲۲) و «تنگههای استونی: استثنائات رژیم تنگه عبور بیضرر یا ترانزیتی» (انتشارات بریل، ۲۰۱۸) و همچنین ویراستار و نویسنده مشترک مجموعه «حقوق امنیت دریایی در جنگ ترکیبی» (انتشارات بریل، ۲۰۲۴).
https://www.ejiltalk.org/the-legality-of-irans-closure-of-the-strait-of-hormuz/
IzadiFoad
هفت نکته درباره ادامه راه:
۱-لطفا در دادن امتیاز عجله نکنید. هزینهای که آمریکا تاکنون پرداخته برای او قابل تحمل بوده. این یعنی تکرار چرخه جنگ، آتشبس، مذاکره و جنگ. طراحی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چهار ساله است، نه یک یا دوساله. طرف مقابل به اهداف کوتاهمدت خود رسیده ولی به اهداف بلندمدت نه. یعنی کار او تمام نشده.
۲-فشار اقتصادی جنگ در آمریکا و قیمت بالای نفت و بنزین باید حداقل دو ماه دیگر ادامه پیدا کند. این یعنی بسته بودن تنگه هرمز برای حداقل دو ماه دیگر.
۳-لطفا اهمیت درآمدی تنگه هرمز را در کنار اهمیت ژئوپلیتیک آن جدی بگیرید. مراکز بینالمللی درآمد ایران از تنگه هرمز را حداقل سالانه ۸۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند. ۸۰ میلیارد دلار دوبرابر فروش سالانه نفت ایران است ولی در معادلات جهانی پول زیادی نیست. هزینه بسته بودن تنگه هرمز برای اقتصاد دنیا تاکنون حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی دنیا متوجه است که هزینه پرداخت حق مردم ایران بسیار کمتر از هزینه بلندمدت وضعیت فعلی است.
۴-لطفا تجربیات گذشته را فراموش نکنید. تا زمانی که آمریکا آمریکا است تحریمهای آمریکا علیه ایران ادامه دارد و بهطور جدی یا بلندمدت برداشته نخواهد شد. برداشتن تحریمهای ایران در حوزه اختیارات قوه مجریه آمریکا نیست و نیاز به رأی کنگره دارد.
۵-لطفا اورانیوم غنیشده را از دست ندهید. اگر اورانیوم غنیشده از کشور خارج یا رقیق شود، ترامپ ایران را تهدید به استفاده از بمب اتم خواهد کرد.
۶-لطفا اختلافات داخلی آمریکا را جدی بگیرید. ادامه جنگ با ایران در کنگره آمریکا دیگر رای ندارد، اگر معلوم شود درگیریها ادامهدار و پرهزینه است.
۷-نیاز است مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند نسبت به سیاستهای کشور توجیه باشند. توجیه نبودن مردم یعنی کاهش انسجام ملی.
@IzadiFoad
آیا تحریم ایران به سبک گذشته ممکن است؟
بعد از مرگ هنری کسینجر، نویسنده مقاله زیر در آمریکا مشهور به هنری کسینجر معاصر است. نکات مهم مقاله اخیر رابرت کیگن در مجله آتلانتیک:
۱- ایران نه تنها قادر خواهد بود برای عبور از تنگه هرمز عوارض مطالبه کند، بلکه میتواند عبور را محدود کند. اگر کشوری به شیوهای رفتار کند که حاکمان ایران دوست نداشته باشند، آنها میتوانند صرفاً با کند کردن یا حتی تهدید به کند کردن جریان کشتیهای باری آن کشور، آن کشور را مجازات کنند.
۲- اهرم تنگه هرمز به رهبران تهران اجازه میدهد تا کشورها را مجبور به لغو تحریمها و عادیسازی روابط کنند، در غیر این صورت در تنگه هرمز با مجازات مواجه خواهند شد.
۳- وضع جدید در تنگه هرمز همچنین باعث تغییر قابل توجهی در قدرت و نفوذ نسبی، چه در سطح منطقهای و چه در سطح جهانی، خواهد شد. در منطقه، ایالات متحده نشان داده که یک ببر کاغذی است و کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهای عربی چارهای غیر از پذیرش قدرت ایران ندارند. اقتصادهای کشورهای عربی خلیج فارس زیر چتر هژمونی آمریکا ساخته شدهاند. اگر این قدرت - و آزادی دریانوردی همراه با آن - را از آنها بگیرید، کشورهای خلیج فارس ناگزیر به تهران التماس خواهند کرد.
۴- بقیه کشورهایی که به انرژی خلیج فارس وابسته هستند نیز باید روابط خود با ایران را اصلاح کنند. و واقعا چه انتخاب دیگری خواهند داشت؟ اگر ایالات متحده با نیروی دریایی قدرتمند خود نتواند یا نخواهد تنگه هرمز را باز کند، هیچ ائتلافی از نیروها با کسری از توانایی آمریکا نیز قادر به انجام این کار نخواهد بود.
۵- ابتکار انگلیس و فرانسه برای نظارت بر تنگه هرمز پس از آتشبس هم کمی شبیه شوخی است. امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، به روشنی اعلام کرده است که این «ائتلاف» فقط در شرایط صلحآمیز در تنگه فعالیت خواهد کرد: یعنی این ائتلاف کشتیها را اسکورت خواهد کرد، اما تنها در صورتی که به اسکورت نیاز نداشته باشند.
۶- با کنترل تنگه هرمز، ایران به عنوان بازیگر کلیدی منطقه و یکی از بازیگران کلیدی در جهان ظهور خواهد کرد. نقش چین و روسیه، به عنوان متحدان ایران، تقویت خواهد شد و نقش ایالات متحده به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
۷- در صورت حمله مجدد آمریکا، تنها چند حمله موفقیتآمیز ایران میتواند زیرساختهای نفت و گاز منطقه را برای سالها، اگر نگوییم دههها، فلج کند و جهان و ایالات متحده را درگیر یک بحران اقتصادی طولانیمدت کند.
۸- ایران کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد داشت. این فرض رایج که به هر طریقی، تنگه پس از پایان بحران بازگشایی خواهد شد، بیاساس است. ایران هیچ علاقهای به بازگشت به وضعیت سابق ندارد. عدهای از شکاف بین تندروها و میانهروها در تهران صحبت میکنند، اما حتی میانهروها نیز درک میکنند که ایران نمیتواند تنگه را رها کند، حتی اگر فکر کنند میتوانند توافق خوبی با ترامپ داشته باشند. آنها میدانند ترامپ فرد قابل اعتمادی نیست.
۹- آنها همچنین میدانند که اسرائیلیها ممکن است دوباره حمله کنند، زیرا اسرائیلیها هرگز وقتی منافعشان در معرض تهدید قرار میگیرد، خود را محدود نمیکنند.
۱۰- البته اسرائیل خود را منزویتر از همیشه خواهد یافت، زیرا ایران ثروتمندتر میشود، مسلحتر میشود و گزینههای خود را برای هستهای شدن در آینده حفظ میکند. اسرائیل حتی ممکن است خود را ناتوان از تعقیب نیروهای نیابتی ایران بیابد: در جهانی که ایران بر تأمین انرژی بسیاری از کشورها نفوذ دارد، اسرائیل میتواند با فشار بینالمللی عظیمی برای تحریک نکردن تهران در لبنان، غزه یا هر جای دیگر مواجه شود.
۱۱- در روزهای اخیر، بنا به گزارشها، ترامپ از جامعه اطلاعاتی ایالات متحده خواسته است تا پیامدهای اعلام پیروزی و کنارهگیری از جنگ را ارزیابی کنند. نمیتوان او را سرزنش کرد. امید به فروپاشی رژیم، به ویژه هنگامی که رژیم از ضربات مکرر نظامی و اقتصادی جان سالم به در برده است، چندان راهبردی نیست. ترامپ زمان زیادی برای صبر کردن ندارد، زیرا قیمت نفت به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه افزایش خواهد یافت، تورم افزایش مییابد و کمبود جهانی غذا و سایر کالاها آغاز میشود. او به یک راهحل سریعتر نیاز دارد. کسانی که از ترامپ میخواهند که «کار را تمام کند» به هزینههای آن توجه نمیکنند.
https://www.theatlantic.com/international/2026/05/iran-war-trump-losing/687094/
نتیجه برای ایران:
۱- تنگه هرمز حداقل تا دو ماه دیگر باید بسته بماند.
۲- بعد از بازگشایی محدود، عوارض جدی فراموش نشود، حداقل ۱۰ درصد ارزش بار کشتی.
۳- مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید اولویت هدف موشکهای ایران باشند.
@IzadiFoad