وحدت ذیل سیاستهای رهبری
"نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور آمریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد."
۱- چند ماه برای تخریب افرادی که همین حرف رهبر معظم انقلاب اسلامی را بیان میکردند پروژهبگیر حرفهای استخدام کردند، بدون اینکه مشخص باشد هزینههای این همه پولپاشی از کجا تأمین میشود.
۲- براساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی رهبر انقلاب اسلامی مسئول تعیین سیاستهای كلّی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و به این ترتیب، "وحدت" باید ذیل سیاستهای ایشان شکل گیرد نه ذیل نظرات غیرکارشناسی افرادی که تا همین چند روز پیش تفاهمنامه امضا شده را "سند افتخار" میدانستند و توصیه میکردند که همه از آن لذت ببرند.
۳- چون هر تفاهمنامهای باید به امضای رئیسجمهور طرف مقابل برسد و امضای او بیارزش و نامعتبر است بساط "مذاکره" یا همان عملیات فریب دشمن که کشور سه بار تجربه کرده ان شاءالله جمع شده است.
@IzadiFoad
گزینه سوم
چون دست برتر را داریم پس مذاکره کنیم؟
تا رییسجمهور آمریکا امضای بیارزش و بیاعتبارش را زیر تفاهمنامهای بگذارد و بعد هروقت خواست دوباره حمله کند؟
این چه نوع سیاست خارجی است؟
ان شاءالله این بخش از مصاحبه ترجمه نشود. چون آنچه مد نظر دستگاه دیپلماسی و شخص جناب وزیر خارجه است، یعنی رسیدن به بازدارندگی از این طریق غیر قابل حصول است.
آمریکای جنایتکار با دیدن این ویدئو به این نتیجه میرسد که هروقت خواست میتواند به ایران حمله کند و هروقت خواست میتواند طرف ایرانی را به پای میز مذاکره بیاورد و هروقت خواست میتواند میز مذاکره و مردم ایران را دوباره بمباران کند.
با ایجاد دوگانه یا تسلیم و اشغال آمریکا یا مذاکره، این نتیجه حاصل شده که چون نمیتوانیم آمریکا را اشغال یا از طریق "شکست قطعی نظامی" وادار به تسلیم کنیم پس باید مذاکره کنیم.
واقعیت این است که در کنار دو گزینه بالا گزینه سومی هم هست.
گزینه سوم گزینه تغییر سیاست آمریکا است. یعنی آمریکا به این نتیجه برسد که سیاست حمله به ایران سیاست اشتباه و پرهزینهای بوده است.
تغییر سیاست به معنای وادارسازی طرف مقابل به تسلیم از طریق شکست قطعی نظامی نیست. همانطور که ایران تسليم در مقابل آمریکا را نپذیرفته ولی تغییر در بخشهایی از سیاست هستهای خود را پذیرفته است.
تجربه چند دهه گذشته و به خصوص دو سال گذشته نشان داده که مذاکره تغییر سیاست آمریکا را حاصل نمیکند.
برای تغییر سیاست آمریکا افزایش قیمت نفت و افزایش فشار اقتصادی بر آمریکا و افزایش تعداد کشتههای آمریکایی کارآمد است.
و البته مذاکرات و تفاهمنامه حاصل از آن برای چند ماه این دو مشکل را برای آمریکا حل کرده است.
به این ترتیب نیاز نیست آمریکا از طریق شکست قطعی نظامی تسلیم شود؛ افزایش هزینه برای آمریکا منجر به تغییر سیاست خواهد شد. شبیه دولتهای قبل از ترامپ و دور اول خود او.
برآورد دولتهای پیشین آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالاست. دولت فعلی آمریکا به این نتیجه رسید که هزینه حمله به ایران قابل تحمل است. تا زمانی که این برآورد تغییر نکند حملات چند ماه یکبار به ایران ادامه پیدا خواهد کرد.
حالا چکار کنیم؟
حمله به ایران دو هدف اصلی داشت.
۱- تصاحب منابع نفتی ایران. یعنی ثروتاندونزی برای آمریکا.
۲- ایجاد سلطه اسرائیلی-آمریکایی در منطقه.
تنها راه برونرفت از شرایط فعلی به یقین رسیدن آمریکا به این واقعیت است که فعلا هیچکدام از این دو هدف در دسترس نیست.
چطور؟
۱- لطفا لیستی از تأسیسات آبشیرینکن و تأسیسات نفتی هدف ایران در منطقه منتشر کنید. در صورت حمله مجدد به ایران، این تأسیسات باید به گونهای تخریب شوند که بازسازی آنها حداقل دو سال زمان ببرد. حمله به ایران نباید عادیسازی شود.
۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود.
۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است
تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمیکند. ترامپ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکتهای آمریکایی نگاه میکند. اما تخریب گسترده، قیمتهای جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه میدارد و بازدارندگی لازم را ایجاد میکند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد.
اگر آمریکاییها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد.
۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمیکند. چون به گفته امام شهید "آمریکا میخواهد ایران را ببلعد." یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در چهار ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت این تحلیل امام شهید نداریم.
۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه: حمله، آتش¬بس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد.
۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمیشد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد.
مقامات کشور گفتهاند در ماههای گذشته تمام نفتهای روی آب کشور و بیش از آن با قیمت بالا فروخته و پولها دریافت شده است. کشور برای تأمین هزینهها برای دو ماه آینده پول دارد.
۷- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید...
@IzadiFoad