همیشه از خداحافظی بدم میاومد،
چه خداحافظی و حلالیت طلبیدنِ دیگران که حس جاموندگی بهم دست میداد، چه اینکه من بخوام از کسی حلالیت بگیرم خداحافظی کنم و به طرف حس جاموندگی بدم.
ولیخب به هرحال باید به اطرافیان اطلاع داد تا بگی من در آخرین لحظاتی هم که در درگیرترین حالت ممکن بودم، به یادت بودم و هستم.
انشاءالله کربلا و نجف به یادتون خواهم بود، به شرط لیاقت🤍
حرم امیرالمؤمنین به یادتونم، ایشالا تک تکتون بیاین زیارت و این دفعه شما به یادم باشین🤍
- ژیپسوفیلا '
*
صد آرزو به گرد دلم در طواف بود
از حیرت جمال تو بیآرزو شدم ..
- ژیپسوفیلا '
*
توی نجف سوار ماشین شدیم.
راننده برگشت و پرسید: انت ایرانی؟
با شنیدنِ "نَعم"، دست برد سمت ضبط و صدای آشنای مداحیِ ایرانی، سکوت ماشین رو شکست.
حس عجیبی بود، شیرین و غریب.
انگار بوی عطرِ عزیزت، پیچیده باشه وسط یه خیابون ناآشنا.