دلتنگی منتظر نماند تا پایم را از مرز بیرون بگذارم.
همانجا، در خود کربلا،
دقیقاً هنگامی که نگاهم با حرم گره خورد، دلتنگی به سراغم آمد.
دلتنگیِ نبودِ حرم و فراق پس از آن بود که مرا گرفت و گریبانگیرم شد.
#شروعِفراق
- ژیپسوفیلا '
*
تو کیستی که به یادت پس از هزاران سال
جهان، قیامتی از جنس اربعین دارد ..
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردنِ جان است ..
اگر میپرسی از حالم
دقیقا مثل بیروت است،
لبم آواز میخواند، دلم انبار باروت است.