eitaa logo
جانان؛🇮🇷
367 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
2.1هزار ویدیو
10 فایل
من از آن روز که در بند توام آزادم:) پایان؟!شهادت‌ان‌شاءالله!" کپی؟باذکرصلوات‌برای ظهورآقاامام‌زمان(عج)🕊💚 https://harfeto.timefriend.net/17721441390730 شنوای حرفاتون!✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه‌گناه‌کردی‌نگی‌خدا‌نمیبخشه‌ها! چون‌‌ناامیدی‌خودش‌یه‌گناه‌دیگس؛ خدا‌گفته‌بنده‌ی‌من‌هزاران‌بار‌هم‌که گناه‌کردی‌بازآ،من‌میبخشم،من‌توبه پذیرم،پس‌ناامیدی‌رو‌کنار‌بگذار‌و برو‌به‌آغوش‌خدا‌که‌خیلی‌وقته‌منتظرته♥︎🌿
'♥️𖥸 ჻ اگر ھمین فردا گفتند ڪہ ظهور اتفاق‌افتادھ است، آیا ما آمادگۍ برایـش‌ داریم !؟ آیا ما این شرایط اجتماعۍ و انسانـۍ وآن‌چیزی راڪہ خداونداز ما خواستہ در خودمان بھ‌‌ ‌‌وجود آوردھ‌ایم .. ؟ _شھـیدمھدۍزین‌‌الدین🌱
🥺💔
جانان؛🇮🇷
🥺💔
فقط به خاطر تو シ︎
ابراهیم می گفت : مطمئن باش هیچ چیزی مثل برخورد خوب روی آدم ها تأثیر ندارد
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نعـمـت دیرین الــهی... ❤️😍 اسلام علیک یا اباعبدالله الحسین
🍃 امیرالمومنین علیه السلام :<<دانشی که تو را اصلاح نکند ، گمراهی است و ثروتی که تو را سود نبخشد ، رنج و سختی است.>>
وقتی‌میگی..؛ «خدایاسپردم‌به‌تو..»♥️ پس‌اون‌صدایی‌که‌ته‌دلت‌میگه «نکنه‌فلان‌اتفاق‌بیفته..!» چی‌میگه..؟! اینکه‌بتونی‌جلوی‌این‌صداروبگیری خودش‌یه‌پا‌جهاده‌هآ..😌🤞🏻
گفت : راستی جبهه چطور بود؟! گفتم : تا منظورت چه باشد؟ 🙃 گفت : مثل حالا رقابت بود؟! 🤔 گفتم : آری 😉 گفت : در چی؟! 😳 گفتم : در خواندن نماز شب 😊 گفت : حسادت هم بود؟! 😳 گفتم : آری ☺ گفت : در چی؟! 😮 گفتم : در توفیق شهادت 😇 گفت : جِرزنی هم بود؟! 😳 گفتم : آری 🙂 گفت : برا چی؟! 😳 گفتم : برای شرکت در عملیات 😭 گفت : بخور بخور بود؟! 😏 گفتم : آری ☺ گفت : چی میخوردید؟! 😳 گفتم : تیر و ترکش 💥💥 گفت : پنهان کاری بود؟! 😳 گفتم : آری 🤫 گفت : در چی؟!!😳 گفتم : نصف شب واکس زدن کفش بچه ها 👞👞 گفت : دعوا سر پست هم بود؟! گفتم : آری 😊 گفت : چه پستی؟! 🤔 گفتم : پست نگهبانی سنگر کمین 💂 گفت : آوازم می خوندید؟! 🎙 گفتم : آری 😊 گفت : چه آوازی؟! 😳 گفتم :شبهای جمعه دعای کمیل 😟 گفت : اهل دود و دم هم بودید؟! 🌫 گفتم : آری 😒 گفت : صنعتی یا سنتی؟! 😳 گفتم : صنعتی ، خردل ، تاول زا ، اعصاب گفت : استخر هم می رفتید؟! گفتم : آری 🙂 گفت : کجا؟! 😲 گفتم : اروند، کانال ماهی ، مجنون .🌊 گفت : سونا خشک هم داشتید؟! 😳 گفتم : آری 😕 گفت : کجا؟! 😲 گفتم :تابستون سنگرهای کمین ،شلمچه، فکه ، طلائیه،.... گفت : ببخشید زیر ابرو هم بر میداشتید؟! 🙄 گفتم : آری 😊 گفت : کی براتون بر میداشت؟! 😳 گفتم : تک تیرانداز دشمن با تیر قناصه 😪 گفت : پس بفرمائید رژ لبم میزدید؟! 😜 گفتم : آری 😊 خندید و گفت : با چی؟! 😁 گفتم : هنگام بوسه بر پیشونی خونین دوستان شهیدمان😭😔😪 سکوت کرد وچیزی نگفت..
ما که نفهمیدیم کربلاء نرفتن سخت تره یا کربلاء رفتن و دلتنگی بعدش ! ما فقط فهمیدیم دوری ازت همیشه سخته عزیزدلم (:❤️‍🩹⤦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌