4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺این سخنرانی حاج آقای قرائتی را از دست ندهید...
🔸خاطرهای بسیار درس آموز از اهمیت اخلاص در عمل صالح و نیازمندی انسان به لطف و فصل خدای متعال...
@JaneDigar
داستان صوتی مهدویdastan4.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
👆روایتی اقتباسی از ماجرای تشرف علامه حلی خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
🔸این داستان، با تفاوتهایی در برخی کتب نقل شده (اینجا بخوانید) و حضرت آیتالله مظاهری هم آن را نقل فرمودهاند (اینجا ببینید)
🔸آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منّت او خاکِ دری، نیست که نیست
خوشا سعادتمندانی که چشم از غیر محبوب بستند و دیده بر او گشودند🌹...
◀️صوت از کانال کتابخانه صوتی
@JaneDigar
https://virasty.com/YaAhmad/1763498348408171643
#فاطمیه گلوی ریشهای ترین ادعای دین مادی غرب را میگیرد
تمام #لیبرالیسم و #دموکراسی و سبک زندگی غربی و... سوار بر #اومانیسم است یعنی انسان خدای خویش است و حق دارد هر غلطی خواست بکند!
اندوه و نفرتی که با منبرها و روضههای فاطمیه در قلبها شعله میکشد خاکستر اومانیسم را به باد میدهد...
@JaneDigar
🔻ریشهی ستمها به فاطمه زهرا علیهاالسلام
زندگیِ منهای امام
🔸زندگی را ما خودمان این طور چیدهایم! تقصیر جامعه و... نیاندازیم؛ چه بسیار افرادی که در همین شرایط، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نه بخشی از زندگی که مانند هوا و نَفَس، در تمام زندگی جاری کردهاند و از این رهگذر نه فقط محبت او را، که شیرینی زندگی دنیایی را هم بدست آوردهاند.
🔸ریشهی اتفاقات وحشتناک و غیرقابل باوری مانند وقایع پس از رحلت پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) همین نوع زندگی است که در تصویر میبینید! آبشخور ستمی که به نزدیکترین افراد به رسول خدا روا داشته شد، اساس و بنیان بی تفاوتی افراد آن جامعه نسبت به این ظلم آشکار و عجیب، همین نوع زندگی است.
🔸هنوز هم کسانی پشتوانهی ولایت فقیه هستند، که حقیقتا و واقعا دین و زندگی دینی را روح حاکم بر تمام زندگیشان قرار داده باشند وگرنه کسی که سر در آخور حیات پست دنیایی داشته باشد دوبار که به میخ بزند دو بار هم به نعل میزند! در بزنگاهها هم قاعدتا کم خواهد آورد مگر ریشهای برای تحولی عمیق در وجودش باشد...
@JaneDigar
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها در بیان امام خامنهای
دیدنی.....
هدایت شده از روح نگار
IMG_20251123_172205_207.JPG
حجم:
44.9M
بانوی جهان زما گذشته
آب از سربچهها گذشته
بنگر که همه عزا گرفتند
کار از طلب و دعا گذشته
دارد حسنت ناله از اینکه
در کوچه چه ماجرا گذشته
وقتی که ز خاطر عزیزش
آن ضربهی بی هوا گذشته
اشکی که حسین در غمت ریخت
از دشت بلای کربلا گذشته
زینب غم تو چگونه بیند؟!
با کودکیاش عزا گذشته
کلثوم به روی دست بابا
مانده به شما چهها گذشته
حیدر به دلی شکسته دیده
اندوه تو از سما گذشته
با دیدن ابروی کبودت
جان شه لافتی گذشته
"در راه نجات امت خویش
از خون خودش خدا گذشته"**
🔸این شام غریبان غریبانهتر از شب یازدهم محرم نیست؟
_____________________
** این بیت از شاعر گرامی آقای ابوالفضل عصمت پرست است
@JaneDigar
هدایت شده از صفدر الهی راد (بنیان)
نظر به حجم عظیم چالشهای فکری و شبهات اعتقادی جوانان،اعم از دانشجویان و دانشآموزان،ضرورت اهتمام متولیان فرهنگی به تقویت #مبانی_معرفتی از طریق آموزش مباحث فلسفی و کلامی،انکارناپذیر است.
ازاینرو،احساس تکلیف برخی دوستان و خطبا در نفی کارآمدی #آموزش_عقاید و مباحث #استدلالی تعجببرانگیز است.
#طرح_ولایت
📥 کانال بنیان
https://eitaa.com/elahirad_ir
روایت شهید چمران از واقعه ۱۶ آذر در سایت مرکز اسناد 👇👇
https://psri.ir/?id=a7gjzcpt9k
روایت شهید چمران از ۱۶ آذر ۱۳۳۲
از آن روز یعنی ۱۶ آذر ۱۳۳۲، ۹ سال میگذرد ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم میبینم؛ صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین میاندازد، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را میلرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحان را در میان این سکوت دردناک میشنوم، دانشکده فنی خونآلود را در آن روز و روزهای بعد به رایالعین میبینم.
آن روز ساکتترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثهای را نشان میداد، دانشجویان بیاندازه آرام و هوشیار بودند که به هیچ وجه بهانهای به دست کودتاچیان حادثه ساز ندهند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چطور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگنیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟
اعمال خائنانه دولت کودتا هر روز بر بغض و کینه مردم میافزود و بر آتش خشم و غضب آنان دامن میزد. از روز ۱۴ آذر تظاهراتی که در گوشه به وقوع میپیوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عدهای دستگیر شدند. روز ۱۵ آذر مجددا تظاهرات بیسابقهای در دانشگاه و بازار صورت گرفت. در دانشکدههای پزشکی، حقوق و علوم، دندانپزشکی، تظاهرات موضعی بود و جلوی هر دانشکده مستقلا انجام میگرفت و سرانجام با یورش سربازان خاتمه مییافت و عدهای دستگیر شدند. در بازار نیز همزمان با تظاهرات دانشجویان، مردم دست به اعتصاب زده شروع به تظاهرات کردند و عدهای به وسیله ماموران نظامی گرفتار شدند.
ضمنا در تاریخ ۲۴ آبان اعلام شده بود که نیکسون معاون رییسجمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران میآید. نیکسون به ایران میآمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای ۲۸ مرداد) را ببیند.
دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، ضمن دمونستراسیون عظیمی، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و طرفداری خود را از دکتر مصدق نشان دهند. تظاهرات علیه افتتاح مجدد سفارت و اظهار تنفر به دادگاه «حکیم فرموده» همه جا به چشم میخورد و وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی مینمود.
ولی این تظاهرات برای دولتیان خیلی گران تمام میشد زیرا تار و پود وجود آنها بستگی به کمک سرشار آمریکا داشت. این بود که دستگاه برای خفه کردن مردم و جلوگیری از تظاهرات از ارتکاب هیچ جنایتی ابا نداشت. روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد که «باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صداها خفه گردد و جنبندهای نجنبد...»
دولت بغض و کینه شدیدی به دانشگاه داشت. زیرا دانشجویان پرچمدار مبارزات ملی بودند و با فعالیت مداوم و موثر خود هیات حاکمه را به خطر و سقوط تهدید میکردند. دولت با خراب کردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاریان را کم و بیش مجبور به سکوت کرد ولی دانشگاه همچنان خاری در چشم دستگاه میخلید و دست از مبارزه بر نمیداشت و دستگاه همچون درنده خونخواری به کمین نشسته دندان تیز کرده بود که از دانشجویان مبارز دانشگاه انتقام بگیرد. انتقامی که عبرت همگان شود.
این بود که به خاطر انتقام از دانشجویان و به بهانه تظاهرات علیه تجدید رابطه با انگلستان و برای جلوگیری از تظاهرات در مقابل نیکسون جنایت بزرگ هیات حاکمه ایران در صبح روز دوشنبه شانزده آذر ماه ۱۳۳۲ در صحن مقدس دانشگاه به وقوع پیوست. صبح شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوقالعاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثهای را پیشبینی میکردند. نقشه پلید هیات حاکمه بر همه واضح بود و دانشجویان حتیالامکان سعی میکردند که به هیچ وجه بهانهای به دست بهانهجویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی و احتیاط به کلاسها رفتند و سربازان به راهنمایی عدهای کارآگاه به راه افتادند.
حدود ساعت ۱۰ صبح موقعی که دانشجویان در کلاسها بودند، چندین نفر از سربازان دسته «جانباز» به معیت زیادی سرباز معمولی رهسپار دانشکده فنی شدند. ما در کلاس دوم دانشکده فنی که در حدود ۱۶۰ دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشهبرداری تدریس میکرد. صدای چکمه سربازان از راهرو پشت در به گوش میرسید. اضطراب و ناراحتی بر همه مستولی شده بود و کسی به درس توجه نمیکرد. در این هنگام پیشخدمت دانشکده مخفیانه وارد کلاس شده به دانشجویان گفت: «بسیار مواظب باشید.