من این فصل روان روان روان روان روان از دست دادم.
«روان.»
بچه ها، از صمیم قلب یه ساعت نه شب ۲۱ بهمن، توی قلب شلمچه کنار حاج حسین یکتا براتون آرزومندم.
از وقتی اومدیم شلمچه قیافهم سمندونترین چهرهی ممکن مملکته
یعنی یه جوری با لهجه غلیظ ترکی براتون فارسی میتونم صحبت کنم که خپدم هم نفهمم چی گفتم
اینجا اولش بچه ها مبگغتن چه ساکت و نازی و خوشحال شدم که اینجا دلقک نمیشناسنم