انقدر بهدستش نیاورد که قلبش تابنیاورد؛
وقتی سرانجام آن را داشت دیگر ذوقی در وجودش نداشت.
#tobe
هدایت شده از "آغل قوقولی هاپو بتمنی"
آنیتا در سرزمین پراکندهاستون🙂
از بس کلش تو گوشیه که از سر همین دچار اسکیزوفرنی شدید میشود و با دنبال کردن یک گوشی به اعماق این سرزمین میوفتد...این دختر پس از حل شدن در یگ گوشی و تبدیل شدن به محتوا تبدیل میشود به یک wassup
کولر خانهاش خراب شده بود
گفت:ببخشید اگر گرمت شد
جواب داد:بهتر،گاهی سر جای خود یخمی زنم...
#tobe
دیگر تمام شد
آخری هم همین الان پرید
هیولا تمام دوستانش را از اوگرفت.
و حالا او تنها بود.
تنها بود تنها بود تنها بود
تنها او از چنگش فرار کرده بود
دستش را در سینه ی جسد فروبرد تا حداقل قلب نتپنده اش را بیرون کشید تا یادگاری با خود داشته باشد.
تا سرش را چرخاند هیولا را دید.
تمام مدت همراهشان بود
اما دیگر جنونزده نمیمانست
هیولا با چشم های اشکی و گشاد شده و لبخندی هیستیریک وارانه از آینه به او نگاه میکرد.
داشت در قلبی که هنوز داشت میتپید را به قصد منفجر شدنش چنگ میزد.
او هیولا بود.
#tobe
Me deslumbras...
Me derrumbas...🌀
#musical
𝔗𝔥𝔢 𝔧𝔢𝔰𝔱𝔢𝔯 𝔪𝔢𝔪𝔬𝔯𝔦𝔢𝔰
👁:من عاشق چشم ها هستم.
دائم درحال تکون خوردنند ؛حتی اگر به جایی خیره شده باشی روی یک چیز قفلشان کنی باز هم نفس میکشند.
خیس میشوند،متورم میشوند،قرمز می شوند،تغییر شکل میدهند،
تغییر به معنای بودن است،زنده بودن.
گویی روح کل وجودش دا در آن دو کره ی کوچک مستقر کرده.
#tobe