من عین ندیده ها به شیشه ماشین چسبیده بودم اینجوری بودم که ععععع بی آر تیییی(در صورتی که خودم همیشه تو قم بی آر تی سوار میشم)
https://eitaa.com/im_shanbalile/9181
یاد یه چیزی افتادم بزار تعریف کنم
تو راه ایستگاه اتوبوس بودیم با رفیقم داشتیم میرفتیم بعد یه آقایی موتوری بود همچنان که دستش رو شونش بود برگشت گفت خیلی خوشکلی بعد رد شد رفت(نمیدونم با دوستم بود یا من) من برگشتم گفتم مخلصم اونم داد زد گفت چاکرم🤣