eitaa logo
نمیدونم چیچی!
192 دنبال‌کننده
611 عکس
159 ویدیو
0 فایل
اینجا صرفا جهت گفتن اتفاقات عجیبی که واسم افتاده و البته سوالات خیلی عجیب تر ذهن پریشان بنده بنا شده و البته کلی چیزای دیگه
مشاهده در ایتا
دانلود
از پسره خواستیم که چون خانوم وای یه نمه می‌ترسید و با اصرار من اومده بود یه ذره شل بگیره و اینو تنهایی جایی نفرسته
بهمون یه سری عدد داد بندازیم دور گردنمون و راه افتادیم رفتیم توی اتاق
اتاق اول که دسته جمعی رفتیم چراغا خاموش شد همه شروع کردن داد بیداد و جیغ منم که طبق معمول داشتم میخندیدم🤣
دقت کنین که بازی هنوز شروع نشده بود
بعد پسره اومده بود تو قیافش اینجوری بود که چتونه هنوز شروع نشده که🤣
یه سری توضیحات تکمیلی داد و رفت
بعد دیگه بازی شروع شد و چراغا خاموش شد تو تاریکی داشت سناریوی بازی رو میگفت بعد همه جیغ منم هی اربده میزدم بچه ها داستان بازی رو گوش بدینننن ولی خب بعد اینکه داستان تموم شد همه ساکت شدن
شروع کردیم گشتن
چند تا تیکه پازل باید پیدا میکردیم که بچسبونیم به همدیگه تا یه عددی بهمون بگن
دوتاشو من پیدا کردم🤙
دوتای دیگه هم دادن بهم و چیدیم کنار هم بهمون یه عددی داد زدیم قفل یه صندوقچه رو باز کردیم
یه نامه در آوردیم که کاوه(شخصیت اصلی داستان داشت میگفت چیکار کرده) مثلا کاوه میگفت از تو اتاقش رفته تو آشپزخونه