Nᦅw mყ lıfᧉ ıs swᧉᧉƚ lıkᧉ cınnɑmᦅn 🕯𓂃 ࣪˖ ִ
Lıkᧉ ɑ f𐔖ckın' drᧉɑm I'm lıvın' ın 🪽୨ৎ
به من میگفت بدجنس ولی نمیدونست که من وقتی راه میرفتم
حواسمو جمع میکردم که پامو روی سنگ قبر ها نزارم چون فکر میکردم کسایی که مردن دردشون میگیره و اذیت میشن )))
هدایت شده از DREAD
سکوتِ این اتاق خیلی بلند و گوشخراشه. تمام اسم آدمهایی که از دست دادم رو فریاد میزنه.