شب اگر تنهایِ تنها با غمت سر میکنم
خستگی را با خیالِ بودنت دَر میکنم
میروم در کنجِ خلوت مینشینم با قلم
واژهها را در رکابِ عشق پَرپَر میکنم
بیخدایم کردهای با رفتنت، حالا تو را
در خیالم گاه با کافر برابر میکنم
مثلِ آن دیوانهای که در خیابانها رهاست
هر که میگوید نرفتی زود باور میکنم
بسکه هر دم ناله کردم دیگران شاکی شدند
گوشِ این نامردمان راعاقبت کَر میکنم
لِه شدم در زیر بایدهای سختت، زندگی
بعد از این قلبِ زلالم را مکدّر میکنم
ظاهراً بیخانِمانم کرده این سیلابِ عشق
خنده را با سیلِ چشمم در گلو تر میکنم
#عباسچگینی
کَمیمَن
فکر کردن بهت داره به شدت آزارم میده...
اینکه هی با خودم مرور میکنم که چه کاری تونستی در حقم کنی،ریشه ی تنفرو تو قلبم بزرگ تر میکنه...
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش...
#وحشیبافقی
میشینم سه ساعت ویس میگیرم برا طرفم میفرستم بعد از دو دقیقه پشیمون میشم پاک میکنم🗿