هدایت شده از جانـان۱۲۸ .
یا كاشِفَ الكَربِ عَن وَجهِ الحُسَینِ'ع
اِكشِف كَربى بِحَقِ اَخیكَ الحُسَینِ'ع
خیلی گرسنم شده بود گفتم کاش یه خوراکیی چیزی میاوردم اومدیم روضه و اینا.در همون حین یه ماشین رد شد یه نصف ساندویچ به بچه ها میداد که داداشمم گفته برای خواهرمم بدین که دادن🤣😭
قربون مجلستون آقاجان.❤️🩹
خـانـومِ هِلღ🖇
امشب واقعا دوست داشتم پسر میبودمو میرفتم اون وسط سینه میزدم:)
چہدانَدآنکهنَداردخَبرزعآلمعِشق کہِباخیآلِتوبودَنچہِعالمےداردحُسیـن♥️
گذرمتٰابه درخٰانہاتاُفتادحسین¹²⁸🥀
خانه آبادشدم؛خٰانہاتآبادحسین؏:)❤️🩹️