منم هی به خالم میگفتم دستت درد نکنه عروس نیاوردی برای من هم بازی آوردی🤣
پ.ن:منظورم از همبازی این بود که ما تو فامیل کسی هم سن من باشه نداریم و همیشه اکثرا تنها بودم یا بقیه ازم بزرگتر بودن و الان منو عروس خالم حرفای همو بهتر میفهمیم*
دیگه آقا ما کلی بازی کردیم.والیبال وسطی.گرگم به هوا.آب بازی فوتبال دستی پانتومیم بازی فکری و...😂
بعدم شب شد و ما موندیمو شام😂🤡
دیگه ماشین هم نداشتیم تو اون تایم و بقیه رفته بودن بیرون مامانجونمو باباجونم با خالم ماشینو برده بودن چون جایی دعوت بودن.
خلاصه هی گفتیم چیکار کنیم بریم جایی یا غذا سفارش بدیم یا اگه سفارش بدیم کی برامون بیاره و اینا.که دیدیم کسی نیست برامون بیاره و تصمیم گرفتیم ولش کن و همون مرغای ظهر که یکم مونده بود سرخ کردیمو با سیب زمینی سرخ کرده خوردیم.
بعد یهو دیدیم بوق دارن میزنن حالا ماهم همه زن بودیم ترسیدیم یا خدا وسط بیابون و اینا کیه🤣
نگو پسرخاله گرام اومده زنشو سوپرایز کنه🙂😂
خب همینو زودتر نمیگه میام که بگیم غذاهم بگیره.😭
دیگه هیچی دیگه منو دخترخالمو دخترداییم رفتیم تو چادر به خاطر حضور مبارک ایشون.😂😔
بعدم شام خوردیمو و تا نماز صبح بیدار موندیمو خندیدیم😂🦦
فرداش هم کوفته داشتیم ناهار و من اصلا دوست نداشتم و برای من و بچها کباب دیگی درست کردن💘
و در آخر رفتیم شب شد و تجمع و برگشتیم خونه🎀
که البته قبل تجمع رفتیم یه جا دیگه که سوار ماشین شوهرخالم بشیم که دوتا دختره بدون حجاب و با یک پسره واستاده بودن و زل؟زده بودن به ما و مسخره کردنو شمردنمونو اینا🤡
و دختره هم گوشیشو گرفته بودو فیلم میگرفت از ما. ماهم از خجالتشون در اومدیم و منم گوشیمو درآوردم و فیلم گرفتم ازشون.🤣🤣🤣
خیلی بی ادب بودن واقعا.
نمیدونم چرا فیلم گرفتن واقعا میخواستن چیکار؟😐🤣
دیگه خلاصه اینم از این دوروز ما💘
البته ما فردا هم میریم باغ تا جمعه پاگشای مجدد پسرخاله🤣
تو این هفته درس خوندنم به فنا رفت😂💔