✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨
#شانزدهم_آذر
#روزدانشجو
شهيد حیدر کاظمی
متولد 1346
رشته فلسفه
دانشگاه شهيد بهشتی
شهادت29/دی/65
محل شهادت: شلمچه
#دانشجوجانروزتمبارک❤️
@shahadat1398
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨
#شانزدهم_آذر
#روزدانشجو
شهيد احمدرضا احدی
متولد 1345
رتبه یک کنکور تجربی
رشته پزشکی
دانشگاه شهيد بهشتی تهران
شهادت:12/اسفند/1365
محل شهادت:شلمچه
#دانشجوجانروزتمبارک❤️
@shahadat1398
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضاعلیه السلام
🌹صلوات خاصه امام رضا علیه السلام
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الاِْمامِ التَّقِىِّ النَّقِىِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَْرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهیدِ صَلوةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ
6.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #استوری | #راهیان_نور
🔻خدایا!!!
درشهادت چه لذتی است
که مخلصان تو به دنبال آن
اشک شوق میریزند...
🔶 موانع
🔹نزدیک خط دشمن وارد میدان مین شدیم. مشغول خنثی کردن مین ها بودیم که ناگهان یک مین منور روشن شد. ظاهراً یکی از حیوانات منطقه روی مین رفته بود. ناچار از میدان مین خارج شدیم و به سمت خط خودی حرکت کردیم. در طول راه به موانع چند لایه ی دشمن فکر می کردم.
به آن همه مین و سیمخاردار و بشکه های انفجاری و... که دشمن برای ممانعت از نفوذ ما به کار برده بود و آنها را با خط خودمان مقایسه میکردم که هیچ مانعی نداشتیم.
در همین موقع پایم به سیم تلفنی گیر کرد و صدای (ترق و تروق) به هوا رفت.
بچه ها برای جلوگیری از نفوذ دشمن، تعدادی قوطی کنسرو و کمپوت را سوراخ کرده و با عبور سیم تلفن از میان آنها، مانع درست کرده بودند.
📚 برگرفته از کتاب "انفجار دژ"
هدایت شده از خادمینالشهداءشهرستانملایر
شهادت را نه در جنگ، در مبارزه میدهند
ما هنوز شهادتی بی درد میطلبیم غافل از اینکه شهادت را جز به اهل درد نمیدهند...
@khademoshohada_mly
『شـُ℘َـدٰآۍِڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
#علی_عابدینی از فرماندهان گردان ۴۱۰غواصی لشگر ثارالله
نوید شاهد: علی عابدینی، فرزند عباس و فاطمه روز جمعه یازدهم بهمن ماه سال 1342 شمسی، برابر با شانزدهم رمضان 1383 قمری، در خانه ای خشت و گلی، در روستای کوچک «کورگه» به دنیا آمد.
علی در خانواده ای مذهبی و در دامان مادری مؤمن و روحانی زاده شد و رشد کرد و در کوچه های تنگ و باریک و خاکی روستا و باغ ها و زمین های کشاورزی ای که خانه های کاه گلی را مثل نگین انگشتری در میان داشتند، دوران طفولیت را پشت سر گذاشت و روحش را از صفا و صمیمیت و سادگی روستا سرشار کرد. وی از کودکی با نماز، قرآن، ذکر و دعا آشنا شد. در پنج سالگی اذان می گفت و به اتفاق پدر و برادر بزرگترش، در نماز جماعت شرکت می کرد.
علی بخشی از تحصیلات ابتدایی را در دبستان معین زاده ی روستای محل تولدش سپری کرد. سپس، برای ادامه ی تحصیل به روستای لاهیجان رفت. او مسیر دو کیلومتری میان کورگه و لاهیجان را هر روز به همراه برادرش پیاده طی می کرد.
بعد از مدتی پدر خانواده از روستای کورگه به روستای بزرگ لاهیجان نقل مکان کرد. به این ترتیب، علی دوستان جدیدی در میان هم کلاسی ها و هم سن و سالان خود پیـدا کرد که بسیـاری از آن هـا در آینـده، هـم رزمان و هم سنگران صمیمی شدند.
بعد از پایان تحصیلات ابتدایی، به همراه تعدادی از دوستان و هم کلاسی هایش از جمله احمد امینی، محمود امینی، محمد قنبری و ... برای ادامه ی تحصیل به مدرسه ی راهنمایی اقبال شهـرستـان رفسنجـان رفـت. دانـش آموزان لاهیجانی در مدرسه ی اقبال گروهی را تشکیل دادند و در مقابل بی عدالتی ها و زورگویی های بعضی از مسئولین مدرسه و تبعیض هایی که بین فرزندان مقامات و دست اندرکاران رژیم ستم شاهی و دیگر دانش آموزان گذاشته می شد، می ایستادند و تنبیهات و ناملایمات زیادی را نیز تحمل کردند. این گروه در همه حال پشتیبان هم بودند و اقدامات یک دیگر را پوشش می دادند. علی و احمد مغز متفکر و برنامه ریز گروه بودند.

با آغاز مبارزات علنی مردم رفسنجان علیه رژیم خودکامه ی سلطنتی، علی پانزده ساله به همراه گروه دوستان لاهیجانی اش به صفوف مبارزان پیوستند و بارها برای شرکت در تظاهرات، فاصله ی پانزده کیلومتری لاهیجان و رفسنجان را با هر وسیله ی ممکن از قبیل دوچرخه، موتورسیکلت و حتی پیاده طی می کردند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، علی برای کمک به پدر در فرصت هایی که پیش می آمد، مدتی کار در تعمیرگاه موتورسیکلت و کارگاه درب و پنجره سازی را تجربه کرد و با شروع جنگ تحمیلی، در کسوت یک بسیجی بی ادعا، آماده ی حضور در جبهه های نبرد شد.
چند ماه در بسیج رفسنجان و بردسیر ماند . نهایتاً در بهار سال 1360 خودش را به جبهه رساند و نامش به عنوان اولین رزمنده ی روستای لاهیجان در تاریخ دفاع مقدس مردم استان کرمان ثبت شد . بعد از حضور علی در جبهه ، جوانان روستای هفتصد خانواری لاهیجان یکی پس از دیگری به وی پیوستند به طوری که تا پایان دفاع مقدس مردم ایران ، بیش از صد و پنجاه نفر از این روستا عازم جبهه شدند و با تقدیم چهل و پنج شهید و بیست و پنج فرمانده ( از فرمانده ی دسته تا فرمانده ی گردان ) به لشکر 41 ثارالله، نام و آوازه ای برای لاهیجان کسب کردند .
علی عابدینی نخستین بار در عملیات کرخه نور ( شهید چمران ، پنجم مرداد 1360 ) شرکت کرده و در همان عملیات ، از ناحیه ی دست مجروح شد . وی پس از آن هرگز به جبهه و سنگرهای دفاع مقدس پشت نکرد . بارها مجروح شد . بدن او از هر عملیات زخمی و ترکشی به یادگار داشت .

در عملیات رمضان فرماندهی گروهان ویژه ی آر پی جی زن ها را پذیرفت و با شجاعت و شهامت کم نظیری به مقابله با تانک های دشمن شتافت . بعد از عملیات رمضان به فرماندهی گردان آیت الله کاشانی رسید . به این ترتیب ، بعد از عنوان اولین رزمنده ی روستای لاهیجان ، عنوان اولین فرمانده ی گردان روستای فرمانده خیز لاهیجان را از آن خود کرد. در عملیات والفجر3 به سختی مجروح شد. شدت جراحات وی در والفجر3 چنان سنگین بود که داوطلبانه از فرماندهی گردان کناره گیری کرد و از آن پس به عنوان جانشین فرمانده ی گردان به خدمت رزمندگان درآمد. بعد از عملیات بدر، پس از آن کهاحمد امینی فرماندهی گردان 410 غواص را به عهده گرفت ، جانشینی او را پذیرفت . این روند تا عملیات والفجر8 ادامه داشت . پس از آن با شهادت حاج احمد امینی، فرماندهی گردان 410 را قبول کرد. گردان 410 غواص به فرماندهی علی عابدینی نقش تأثیرگذاری در شکستن خطوط دفاعی دشمن در عملیات کربلای 4 داشت. با متوقف شدن عملیات کربلای4، علی عابدینی که از شهادت یاران و هم سنگرانش دل تنگ شده بود و برای پیوستن به آن ها بی تابی می کرد، گردان را برای حضور قدرتمند در عملیات کربلای 5 آماده کرد . سرانجام روز جمعه 19 دی ماه 1365 در اولین لحظات آغاز عملیات_کربلای_5 به آن ها ملحق شد. بی گمان از علی عابدینی با سه ویژگی ایمان ، تدبیر و شجاعت می توان عنوان یکی از مخلص ترین فرماندهان گردان های ل
لشکر 41 ثارالله نام برد .
او جثه ای نحیف و لاغر ، اما روحی بزرگ ، اراده ای قوی ، قلبی مطمئن ، نگاهی ژرف و عمیق ، کلامی قاطع و شخصیتی متواضع داشت .
شهادت، شایسته، زیبنده و حق علی بود. او حقش را در زمین خونبار شلمچه گرفت.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

🌼وصیت نامه شهید ✍
عزيزان و دوستان ، اميدوارم در هر جای کشور اسلامی که هستيد مانند گذشته مخلصانه و با سعی و کوشش #وظيفه خود را انجام دهيد تا إن شاالله اين #انقلاب از ايران به همه نقاط عالم صادر شود .ملت جهان از تعاليم الهام بخش اسلام بهره مند شوند و در مراسم دعای کميل و توسل و تشييع #جنازه ها و نماز جمعه شرکت کنيد و اين نباشد که دوری از اينها باعث کم شدن سايه لطف و رحمت خداوند از سر ما شود.
✨مطلب ديگر اينکه برادران و خواهران سعی کنيد که اين موضوع #مرض بی درمان ، يعنی بی تفاوتی را از خود دور کنيد که منشاء تمام ضربه هايی که اسلام متحمل ميشود از بی تفاوتی است.
♦️بايدسعی کنيد که بی تفاوت از کنار مسائل عبور نکنيد و هر مسئله کوچکی چه در خانه و چه در مدرسه و در همه جا ديديد با ديد عميق نسبت به آن نگاه کنيد✨مهمترين مسئله ای که ميخواهم آنرا متذکر شوم" پيروی از خط #ولايت فقيه است."
اين را بدانيد که اگر بهترين کارها و بهترين اعمال را با #صادقانه ترين نيت انجام دهيد ولی امر ولايت در آن مطرح نشود ذره ای ارزش نخواهد داشت .
#ناخودآگاه روزی نيايد که قلب امام از ما ناراحت شود .إن شاالله سعی کنيد هر کاری ميخواهيد در زندگی انجام دهيد مطابق با دستور #امام و تعاليم اسلام باشد ....
سيد محمد مهدی رهسپار
🌸روحش شاد و یادش گرامی