ما را پیاده کرد سر سـفـرهی ِشما ؛
این کشتی ِحسین که ما را سوار کرد : )) .
940.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
چه بخوانی ، چه برانی
چه به اوجم برسانی ،
چه به خاکم بکشانی ،
نه من آنم که برنجم ،
نه تو آنی که برانی : ) .
بانی جنگ جمل داشت تماشا میکرد ،
تیغ در دست حسن حل معما میکرد ،
رجز حیدریاش بود که غوغا میکرد ،
روی لبهای علی خنده شکوفا میکرد ،
ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد ،
سر بدزدید؛ حسن نه ، ملکالموت آمد .