بانی جنگ جمل داشت تماشا میکرد ،
تیغ در دست حسن حل معما میکرد ،
رجز حیدریاش بود که غوغا میکرد ،
روی لبهای علی خنده شکوفا میکرد ،
ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد ،
سر بدزدید؛ حسن نه ، ملکالموت آمد .
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میرویم مشهد خیابان ها شلوغ ،
شهر قم کل شبستان ها شلوغ ،
کربلا که کل ایوان ها شلوغ ،
اربعین حتی بیابان ها شلوغ ...
هیچکس مثل تو بی زوار نیست !
آقای امام رضا..
جز وصال تو مداوا نشود زخم دلم
چه شود گر نظری بر من بیچاره کنی؟
بردن نام علی از واجبات هر شب است ؛
هر شبی یادم رود ، فوراً قضایش می کنم !