؛
به ساعت مچی تو دستم نگاه میکنم؛
ساعت ۱:۴۵ دقیقه نیمه شبه..
کنار میدون ایستادم..
ما هستیم و یه خانواده اون سمت خیابون..
پرچم رو بالا میبرم و تو آسمون تکونش میدم..
تو دلم به خودم میگم؛ اگر قرار بر سیاهی لشکر بودن هم هست؛ من میخوام سیاهیِ لشگری باشم که شعارش الله اکبره..!
سیاهیِ لشگری که وقتی اسم «حیدر» میاد خون تو رگ هاش میجوشه.. :)
پرچم ایران رو توی دستم بالاتر از همیشه گرفتم؛ و حس میکنم حالا این پرچم امتداد همه حق هاست؛ امتداد پرچم علی بن ابی طالب ع.. امتداد پرچم حسین بن علی ع..
این روزها رو آقا مرتضی آوینی برای ما پیش بینی کرده بود اونجا که گفت؛
راستش را بخواهید؛ خورشید کربلا هنوز غروب نکرده است.. :)
خدایا ما با همه بدی و سیاهی مون باز هم از شنیدن اسم اهل بیت تو قلبمون پر نور میشه.. تو مسیر حق رو بگذار جلوی پامون و مارو در این راه ثابت قدم کن..❤️🩹
از یکِ یکِ هزار و چهارصد و پنج خورشیدی
؛
شرم بر من اگر حریمِ تو
پیش چشماٰنِ من شکسته شود..
وطنم ای شکوهِ پابرجا..
در دل التهاب دوران ها..
کشورِ روزهای دشوار..
زخمیِ سربلند دوران ها..