کلاس ما از لحاظ تراکم جمعیت خیلی خنده داره ،
ردیف جلوی معلم تا میز سوم خالیه و هیشکی گردن نمیگیره اونجا بشینه در عوض ته کلاس سر میز آخر نشستن دعواست
معلم میاد سر کلاس قشنگ متوجه میشه طرد شدهس 🤣🤣
بعد تجربهی میز اولِ ردیف معلم نشستن خیلی جالبه ، تو یه جوک میگی بغل دستیت بخنده معلمم باهاتون میخنده
در این حد نزدیکه :))😂
؛کاتوره
بعد تجربهی میز اولِ ردیف معلم نشستن خیلی جالبه ، تو یه جوک میگی بغل دستیت بخنده معلمم باهاتون میخند
باور کنید با خودم حرف میزدم که سوالو متوجه نشدم معلم میگفت دوباره برات توضیح بدم؟ :)))
حریم خصوصی ای وجود نداره میز اول
زنگ ریاضی بود یکی از بچهها اجازه گرفت بره قمقمهشو پر کنه ، یه چرخ توی کلاس زد و نزدیک ۱۵ تا قمقمه دیگه هم جمع کرد با خودش برد
معلممون در حالی که برگاش ریخته : ساقی کلاس تویی؟🤣🤣
؛کاتوره
زنگ ریاضی بود یکی از بچهها اجازه گرفت بره قمقمهشو پر کنه ، یه چرخ توی کلاس زد و نزدیک ۱۵ تا قمقمه
اینا به کنار ، وقتی رفت چند دیقه بعدش یکی از بچهها رفت دم پنجره کلاس و همینجوری سرش بیرون آویزون بود
معلم گفت چیشده؟ بعد رفت دید این یادش رفته بود قمقمهشو بده داره از اینجا پرت میکنه طرف بگیره براش پر کنه بیاره :)))
واقعا تو چهرهی معلم ریاضیمون قشنگ میشد دید که داره میگه من براتون جوکم؟ :)🤣
این بنده خدا چون سالای اول تدریسشه و کلا سر و کارش با دانشگاه بوده یکم با فضای مدرسه آشنا نیست ولی اشکال نداره کنار میاد 😔
سوال کتابو گفت کسی هست بخواد بیاد حل کنه ؟ چندبار گفت کسی داوطلب نشد
یهو یکی از بچه ها که از اول زنگ خواب بود یهو بیدار شد گفت من حل میکنم ، تلو تلو خوران رفت پای تخته
بچه ها : خانم این یه کله از خواب پاشد اومد اونجا
معلممون : شما که بیدار بودید کاری نکردید صد رحمت به این :))🤣🤣