روح الله رحیمیانenc_17210063504669269579843.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
بلندشو عباس؛ مادرت مشکو رفو میکنه واست..
ظهر امروز هیئت خودمون مراسم نداشت و یه جایی دیگهای هیئت رفته بودم و کسی رو نمیشناختم
همینطوری که نشسته بودم یه گوشه یه خادمی از اونسر حسینیه اومد بهم گفت دخترم نیرو کم داریم میتونی بیای کمک؟ :)) بعد رفتم آشپزخونه و کل هیئت با خادمای اونجا مشغول کار بودیم
خادم بودن توی مراسمای هیئت خودمون برام با ارزشه ولی امروز یه حس قشنگ دیگه ای داشت، انگار مخصوص انتخابم کردن تا نوکریشونو کنم 🤍