eitaa logo
؛کاتوره
965 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
173 ویدیو
11 فایل
من؟ یه دختری که درحال گذروندن روزمرگیشه. اینجا؟ اتاق مجازی موردعلاقش که هیجانات و اتفاقات روزشو توش توصیف میکنه و محتوای خاص و فاخری نداره؛ همون نگاه جزئی‌تر به روزمرگیاست. موندنی شدی؟ قدمت سر چشم🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
دنبال جا میگشتیم که هم راحت بشینیم هم بتونیم حرف بزنیم من: از اونجایی که اینجا مثل خونه‌ِ دوم منه، من میدونم باید کجا بریم رفتیم میز شطرنج🤝
و اون میز شطرنج هیچوقت فراموش نمیشه و میمونه تو دفترچه خاطرات ذهنمون .
نشستیم کرانچی بخوریم یه برادر دوچرخه سواری شد مایه خنده‌ی ما .
میومد از بغلمون رد میشد تک چرخ میزد، رو دوچرخه وایمیساد، برعکس میشست، دسته رو ول میکرد ما: منتغیه منتغیه
حالا همینجوری که داشتیم میخندیدیم من گفتم آخخ این بخوره زمین من پاره بشم بعد اومد تک چرخ بزنه خراب کرد افتاد =)
افتادنِ اون همانا و پاره شدنِ ما هم همانا
سریع دوچرخشو برداشت رفت پشت اتاقکِ پارک حالا ما: بیااا اشکال نداره پیش میااد بیا بوسش کنم خوب بشهه اشکال نداره تجربه شدد دردت گرفت؟ گریه نکن بچمم
بخدا چهارنفری نفسمون بالا نمیومد
با توجه به چشمای عقابی هستی، کراششو اون طرفِ خیابون پیدا کردیم احتمالا داشت میرفت خونه مشقاشو بنویسه ان شالله که خیره
انگشتم-
فاطمه خیلی سوسکی میگفت بچه ها اونجا رو نگاه کنید ببینید طرف چه خوشگله من: برگردوندن سرم به ضایع ترین شکل ممکن بچه ها: پاره شدن فاطمه: خود زنی
خلاصه تا جان در بدن بود خندیدیم و وقت رفتن رسید فاطمه: بچه ها یه جا وایسید من برم انگشتامو بشورم من: مگه نمیخوریشون ؟ =) یگانه: راست میگه .