تو راه بهش میگه میای بغلم ؟
فاطمه: مگه من پا ندارم که راه برم تو میخوای بغلم کنی؟
من: قشنگ معلومه این خواهر منه🤝😔🤣
؛کاتوره
امروز دیگه رسما بزرگ ترین سوتیمو جلو کراش هستی دادم .
از کنارش رد شدیم و همه چی اوکی بود و دوشواری نداشتیم؛ اومدیم بریم اون طرف خیابون، هستی گفت عه هنوز داره ما رو نگا میکنه
برگشتم بگم کووو؟ دیدم صاف زل زده تو چشام و داره میشنوه چی گفتم =))))))))