تو راه بهش میگه میای بغلم ؟
فاطمه: مگه من پا ندارم که راه برم تو میخوای بغلم کنی؟
من: قشنگ معلومه این خواهر منه🤝😔🤣
؛کاتوره
امروز دیگه رسما بزرگ ترین سوتیمو جلو کراش هستی دادم .
از کنارش رد شدیم و همه چی اوکی بود و دوشواری نداشتیم؛ اومدیم بریم اون طرف خیابون، هستی گفت عه هنوز داره ما رو نگا میکنه
برگشتم بگم کووو؟ دیدم صاف زل زده تو چشام و داره میشنوه چی گفتم =))))))))
؛کاتوره
از کنارش رد شدیم و همه چی اوکی بود و دوشواری نداشتیم؛ اومدیم بریم اون طرف خیابون، هستی گفت عه هنوز د
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
؛کاتوره
از کنارش رد شدیم و همه چی اوکی بود و دوشواری نداشتیم؛ اومدیم بریم اون طرف خیابون، هستی گفت عه هنوز د
موقع رفتنی ام از جلو مغازش رد شدیم یه دور سر تا پامونو دید زد، مخصوصا هستی رو .
دوتا خیابون جلوترم رفتیم وقتی برگشتیم یه لحظه دیدیم هنوز داره ما رو نگا میکنه
منتغیه منتغیه
؛کاتوره
موقع رفتنی ام از جلو مغازش رد شدیم یه دور سر تا پامونو دید زد، مخصوصا هستی رو . دوتا خیابون جلوترم ر
میخای منو نگاه نکنه؟😏شییتشتبظنطلطمغ
آخرشم رفتیم پارک و آبجیم دو تا دوست پیدا کرد تا باهاشون سرسره بازی و تاب و الاکلنگ بازی کنه
اسماشونم هستی و یگانه بود .