مدرسه که دوربین داره و مستقیم تو اتاق معاونته، سرایدارم چهارچشمی حواسش به در ورودی هست
کیفمو میزارم توی کاپشنم که معلوم نشه، بعد آروم میزارمش کنار در ورودی
سرایدار چون توی بوفهست یکم حواسش پرتِ اونجا میشه؛
دقیقا موقعی که بچه ها جلوی دیدشو گرفتن و دید ش کور میشه به در ورودی،
خیلی مجلسی میزنم بیرون و تا یه خیابون فاصله مثل اسب میدوعم .
تازه اگه شانسم بزنه یه اولیایی بخواد بره بیرون پشتِ اون میزنم بیرون که فکرکنن اجازه خروج دارم 🤝
یه اتفاقی افتاد و بچه های کلاس فهمیدن من مذهبی ام
یعنی دوست نداشتم بفهمن ولی اینجوری فهمیدن تاثیر گذار تر و بهتر بود تا اینکه از کسی بشنون و داستات بشه
اینجوری بود که دبیرمون گفت بچه ها این زنگ کلا صندلی داغ داریم، و هرکسی بیاد اینجا بشینه و بقیه توصیفش کنن
خب بچه های کلاس ما ۹۹/۹۹٪ شون مخالف نظامن
ولی من شخصیت فرد برام مهمترینه
و هرکسی که میرفت اونجا نقاط قوت شو با بهترین کلمات توصیف میکردم و همشون برام کلی قلب و بوس میفرستادن😭😂