یه اتفاقی افتاد و بچه های کلاس فهمیدن من مذهبی ام
یعنی دوست نداشتم بفهمن ولی اینجوری فهمیدن تاثیر گذار تر و بهتر بود تا اینکه از کسی بشنون و داستات بشه
اینجوری بود که دبیرمون گفت بچه ها این زنگ کلا صندلی داغ داریم، و هرکسی بیاد اینجا بشینه و بقیه توصیفش کنن
خب بچه های کلاس ما ۹۹/۹۹٪ شون مخالف نظامن
ولی من شخصیت فرد برام مهمترینه
و هرکسی که میرفت اونجا نقاط قوت شو با بهترین کلمات توصیف میکردم و همشون برام کلی قلب و بوس میفرستادن😭😂
به یکیشون که در واقع سر دستهی کل براندازای کلاس ما و حتی کلاسای دیگست و کلی دردسر برای مدرسه حتی درست کرده گفتم: به نظرم یه شخصیت راسخ داری و خیلی قاطعی و حقیقتش خیلی خوشگلی :))
خیلیی خوشحال شد😭😂
و وقتی نوبت من شد انقدر ناز ازم تعریف کردن که برای یه لحظه حس کردم مثل دوستای خودمن .
جواباشون اینجوری بود
- چشماش خیلی قشنگه
- موهاشو واقعا دوست دارم
- خیلی سایلنت و مظلومه
- واقعا دوست داشتنیه
- وقتی بریم پیشش باهامون گرم میگیره و سرد نیست
- کیوته
- خیلی ساکته [هاها]