ساعتِ شب و روز از دستم در رفته و الان که بیدار شدم به این فکر کردم فردا چطوری میخوام ریاضی بدم .
یه کاری کنیم؟ قسمت بندیش بکنم هر دفعه یه تیکهشو تعریف کنم؟
که هم بتونم به قول بچه ها مثلِ همیشه با جزئیات بگم هم خسته نشید و نشم 😭😂
؛کاتوره
در رفتم💃🏻💃🏻
خلاصه در رفتم و اومدم خونه
یکم کارامو راست و ریست کردم که قرار بود برم کارگاه دخترونه ای که گفته بودم براش ذوق داشتم
و مامانم دیروز از صبح که بیدارشده بود گفته بود نیت میکنم امروز پیاده روی برم ، روی مخ دخترم قربه الی الله .
وقتایی که دنبال یه چیزم و میدونه کجاست و هیچ اهمیتی به پرپر زدنم نمیده دلم میخواد چاقو فرو کنم تو مغزم