آخرشم یه عکس دسته جمعی گرفتیم و با فاطمه رفتیم دور دور .
فاطمه وقتی پسرموردعلاقشو که بخاطر موهاش ازش خوشش میومدو دید که کلا کچل کرده: pain =)))))))) .
کلی غمش گین شد و سعی کردم با طنز کردنِ ماجرا که احتمالا شپش گرفته و کوتاه کرده خوشحالش کنم که نتیجهش شد کلی کتک خوردن وسط خیابون، آخرشم موقع خدافظی گفت برو دیگه نبینمتتتت 🤝.
هدایت شده از مُنیب ؛
خو میدونید . .
یه پادکستی میخام بزنم ولی با صدای شما .
موضوع ؟ چن جمله در حد ۱۵ تا ۲۰ ثانیه
درباره کسی که دیگ پیشتون نیست :)
حالا شعر یا متن یا دلنوشته یا هرچی دیگه . .
منتظر صداهاتون هستم♥️.
پن:فقط بیزحمت با ضبطصوت گوشی
صداتون رو ضبط کنید و بفرستین . .
و آقا یا خانوم فرقی نمیکنه .
ا[@Monib_84]