داشتم تو یه پاساژی میچرخیدم ، بعد یه مغازه کوچولویی خیلی توجهمو جلب کرد
اگه اشتباه نکنم کارای سفالی میساخت و بعد رنگشون میکرد 🥺
؛کاتوره
داشتم تو یه پاساژی میچرخیدم ، بعد یه مغازه کوچولویی خیلی توجهمو جلب کرد اگه اشتباه نکنم کارای سفالی
کاراش منحصربهفرد و بامزه بودن :")
هدایت شده از , Paradox ,
https://eitaa.com/Kature/7717
چون عسل دلش درد گرفته منم دلم درد گرفت نمیتونم شیمی بخونم ><
؛کاتوره
حالا انقدر خوردم دلدرد گرفتم نمیتونم زیست بخونم [ میدونم بهونه بود و ربطی نداشت ولی زود باشید تایید
یه حسی بهم میگه زیست قشنگ قراره از دماغم دربیاره.