همهی اینا بخاطر این بود که دنبال یه چیزی میگشتم و رفتم تهه گالریم ؛
انگار اونجا یه منِ دیگه زندگی میکرد ، ورژن خوشحال تر و زنده تر
الان که میبینم هیچ ردی از آدمایی که اون موقع کنارم بودن تو زندگیم نیست ، اونا با همن ولی فقط من موندم و خاطراتشون.
هر دفعه که به خودم قول میدم اشک ریختن برای این مسئله کهنه رو بزارم کنار میشکونمش و باز همون آش و همون کاسه
حتی تلاش کردم برای دوباره ساختنش ، ولی میدونید
رابطه ای که کهنه بشه و خاک بگیره رو هیچ جوره نمیشه از سر گرفت
باید بزاری همونطوری بمونه تا یه روز فقط یه رد محوی ازش توی ذهنت بمونه
مثل سریالا به خوده دو سه سال پیشم خیره شده بودم و انگار میخواستم باهاش حرف بزنم ، نصیحتش کنم و راهنماییش کنم
ولی خب ، ما تو سریال زندگی نمیکنیم .
باز اگه آدمای چند قرن پیش بودیم که طول عمرمون بیشتر از یکی دو قرن بود یه چیزی ، الان که نهایتش ۶۰ سال عمر میکنیم اینهمه فکر و مشغله و بدبختی و دوییدن برای چیه؟
موقعایی که شرایط مناسب گریه کردنه چشمام از کویرم خشک تره و موقعایی که نباید گریه کنم آبشار سرازیره .
؛کاتوره
۱کا شدنت مبارک عسلکیوت😂♥️
بچه ها همت و اراده منیب توی یه کا کردن اینجا آهنین و وصف ناپذیر بود جدی 😭😂💘💘💘