خیلی وقتایی که گفتم آهااااا ، واقعا به اون آها نرسیده بودم و فقط حوصله ادامه دادن نداشتم
این خنده هایی که هی باید از روی لبم جمع کنم و باز برمیگردنو با تمام حماقتش خیلی دوست دارم.
رو تخت دراز کشیده بودم گوشی دستم بود دیدم از روی وسایل میزم صدا میاد هی ، رومو برگردوندم دیدم یه سوسک اندازهی خودم داره روی کتابام قدم میزنه 🙏🏻.
؛کاتوره
رو تخت دراز کشیده بودم گوشی دستم بود دیدم از روی وسایل میزم صدا میاد هی ، رومو برگردوندم دیدم یه سوس
قضیه به اینجا ختم نشد ، از کتابا خسته شد پرواز کرد اومد روی زمین و اونجا دیدم خیلی داره پررو میشه و قبل اینکه بره زیر تخت فاتحشو خوندم 🙏🏻.
کی اشتهای منو چشم زده؟ تا حالم بد نشه یادم نمیوفته برای ادامه بقاء نیاز به غذا دارم.