•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
هرچی گذشت واقعا بدتر شد
نه اینکه بد بشه
*بدتر* شد
•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
وقتشه بگم سلام بر پاییز؟
نه هنوز چند ثانیه مونده
•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
نباید بگم ولی میگم:« خوش به حال پارسال این موقع »
احتمالا از استرس دیر خوابیدم
و صندلی کنار شوفاژ و پنجره رو به روی میز معلم رو رزرو میکردم توی ذهنم