eitaa logo
کشوردوست
35.9هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
701 ویدیو
2 فایل
«کشوردوست»؛ منعکس کننده آنچه در حضور شبانه مردم در کنار محل شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی میگذرد... شب‌های پس از شهادت آقاجان‌مان؛ خیابان جمهوری اسلامی؛ نرسیده به فلسطین جنوبی؛ خیابان کشوردوست
مشاهده در ایتا
دانلود
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ پروانه این شمع نباشیم چه باشیم؟ 🔹️ارسال تولیدات از حال و هوای این شب‌ها در خیابان کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
❤️مراسم مناجات شب عرفه به نیابت از رهبر شهید انقلاب 🎤با نوای: کربلایی سیدمهدی حسینی ⏰دوشنبه ۴ خرداد، ساعت ۲۰:۳۰ 👈خیابان جمهوری اسلامی، تقاطع کشوردوست 💻 @Keshvardust_ir
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 | این کشور را دوست دارم، به‌خاطر امام رضا(ع)... ❤️ گوشه‌هایی از حضور شبانگاهی ۱۴۰۵/۳/۳ مردم عزادار در جوار محل شهادت حضرت آیت‌الله العظمی امام سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه؛ خیابان کشوردوست. 📢 «»؛ انعکاس حضور شبانه مردم در کنار محل شهادت رهبر معظم انقلاب را از اینجا دنبال کنید👇 📲 @Keshvardust_ir
کشوردوست
🌷 نیمه شب‌های کشوردوست... 📩 | این عکس برای ساعت ۲ و سی و چند دقیقه نیمه شب است، در نیمه‌های اردیبهشت ۱۴۰۵، و من در میانه‌های خیابان کشوردوست، پشت حسینیه‌اش که دارد نونوار می‌شود، می‌خواهم برایتان از آنچه میبینم و می‌شنوم بنویسم. اینجا در نیمه‌های شب، چند ده نفر آدم، از زن و مرد، پیر و جوان و نوجوان، با تیپ و قیافه‌های مختلف، آمده‌اند و دارند، با آقای شهیدمان درد دل می‌کنند. مثلا یک خانواده، آمده‌اند فرش پهن گرده‌اند گوشه پیاده‌رو، پرچمشان را تکیه داده‌اند به دیوار، مادر دارد نمازشب می‌خواند، و پدر و بچه‌های دارند باهم گپ می‌زنند، وسط این گپ زدن‌ها، گاهی پدرشان اشک‌هایش را پاک می‌کند و اشاره می‌کند به انتهای کشوردوست، همانجا که آخر دنیاست، برای ما... کمی آنطرف‌تر یک خانواده، یعنی یک پدر، یک مادر و دو دختر، که زن‌ها هیچکدام چادری هم نیستند، و همه یک خط از رد اشک روی صورتشان است، ایستاده‌اند وسط کوچه و دارند به سیاهی‌های پشت دیوار، مات و مبهوت، نگاه می‌کنند. و کمی آن‌طرف‌تر، یک خانواده تکیه داده‌اند به خودرویشان، و دارند باهم، هیچ نمی‌گویند، صدای ضبط خودرویشان، یک زیرصدای خیلی خیلی آرام دارد و دارد می گوید: "یا برگرد... یا آن دل را برگردان..." آن‌طرف‌تر یک خانم چادری، جوان، تک و تنها، آمده زانوهایش را در بغل گرفته، و دارد یواش یواش گریه می‌کند.  و بازهم آنطرف‌تر پشت آن دیوار، سمت چپ عکس یک روحانی تکیه داده به دیوار و دارد زار می‌زند، شانه‌هایش چند برابر زلزله ۳ _ ۴ ریشتری چند ساعت پیش تهران، دارد تکان می‌خورد. و به دیوار جوری تکیه داده، که معلوم است، زانوهایش توان نگه داشتن بدنش را ندارند... و آنطرف تر به آن چراغ راهنمایی و رانندگی نگاه کنید، چند خانم نشسته‌اند، و صدای گوشیشان را کم کرده، و روضه می شنوند، و دارند مثل ابر بهار گریه می‌کنند.  بعضی‌ها هم آن وسط کوچه مات مبهوت، به در و دیوار زخمی کشوردوست دارند نگاه می‌کنند، و زیر لب لعنت می‌فرستند به موجودات آمریکایی و صهیونی، همانها که اینجا را.... بگذریم... و این وسط، عده‌ای می‌آیند، با موتور و یا خودروهایشان، چند ثانیه‌ای می‌ایستند، عکس می‌گيرند، گریه می‌کنند و یا می‌روند، یا کمی جلوتر پارک می‌کنند و می‌آیند، یک گعده و روضه خانوادگی و خانگی تشکیل می‌دهند، در حوالی خانه آقای شهیدمان... و به قول سینمایی‌ها، این پلانها هر روز صدها و صدها بار اینجا تکرار می شود. و قصه تولید می‌شود، قصه‌هایی از درددل‌های، پدر پسری و پدر دختری مردم ایران، با بابا و رهبر کشوردوستشان... آقاجان مردم اینجا با حاجت می‌آیند، برای آرامش می‌آیند و برای درد دل‌های غریبانه، و می‌دانیم دستشان را می‌گیرید... این آخرهای متن یک پسر جوان با موتورش آمده و زیرصدای محیط را با تلفن همراهش تأمین کرده که دارد می گوید: "دلتنگم، دلتنگ لبخند..." ساعت ۳ و چند دقیقه بامداد است... 📝 سیدعبدالله طباطبائیان 🖼ارسال روایت از مراسم‌های خیابان کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 مجموعه ❤️ کشوردوست مثل خانم نیکوکار 🔹روایتی از قرار دل‌های بی‌قرار رهبر شهیدمان در نزدیکی محل شهادت ایشان در خیابان کشوردوست 💻 @Keshvardust_ir
کشوردوست
🌷 شب‌های جمهوری 📩 | خیابان جمهوری مال شبگردها نیست. پر از مغازه‌هایی‌ است که سرِ شب می‌بندند و سرِ صبح باز می‌کنند. کافه و رستوران خاصی ندارد، ایضاً جای خوبی برای پیاده‌روی. جمهوری، خیابان کاسب‌های روزِ روشن است. برای همین کسی برای توصیف شب‌هایش دست به قلم نشده. شب‌های جمهوری اساساً رخداد قابل ذکری ندارد.... یا بهتر است بگوییم نداشت؛ تا صبح نهم اسفند که اهالی خیابان جمهوری دیدند یک ستون نور از وسط دود و غبار بلند شد و به آسمان رفت. از آن روز، جمهوری صاحب شب شد. حالا می‌شود از شب‌های خیابان جمهوری نوشت، از شب‌های یک خیابان فرعی که از جمهوری آغاز و به بهشت ختم می‌شود، از شب‌های کشوردوست... کشوردوست را از دوطرف محصور کرده‌اند به پارچه و داربست. سر خیابان یک پارچه‌ سفیدِ بزرگ هست که مردم دل‌نوشته‌هایشان برای رهبر شهید را روی آن می‌نویسند. کمی جلوتر باید کفش‌ها را دربیاوریم و برویم به سمت جایگاه؛ نزدیک‌ترین نقطه به محل شهادتِ مردی که حالا تصویر خندانش، اشک را مهمانِ چشم‌ یک ملت می‌کند. هرکس برای خودش گوشه‌ای نشسته و گرمِ کاری‌ است. یکی نماز می‌خواند، آن یکی دعا. دیگری خطِ جداکننده‌ آقایان و خانم‌ها را گرفته و کنار همسرش درست روی همین خط نشسته و با هم اشک می‌ریزند. یکی دیگر دارد نوشته‌های مردم را می‌خواند. آن یکی با نوای نوحه‌ای که در خیابان طنین انداخته دم گرفته و همخوانی می‌کند. آن دیگری توی موکب کوچکی ایستاده و از مردم پذیرایی می‌کند. یک نفر دیگر هم هست که خاطراتش از همین خیابان را برای دوستش تعریف می‌کند. آدم‌های زیادی از این‌جا خاطره دارند. دانشجوها تمام رمضان را به شوق افطاری آقا سر می‌کردند. اهالی قم و تبریز هم سرقفلیِ سالانه داشتند برای دیدار با رهبر. کارگران و معلمان و شاعران هم که جای خود. همه از این محله و این خیابان خاطره دارند. خاطره‌هایی که حالا زخم برداشته و پر از بغض شده. گاهی یک نفر می‌آید می‌ایستد رو به کشوردوست و دقایقی طولانی خیره می‌شود به خیابان. همه‌جور آدمی این‌جا هست. لابه‌لای معتکفان کشوردوست، کارگردان هنری یکی از برنامه‌های تلویزیونی را به جا می‌آورم. تیپ و ظاهرش شبیه بقیه‌ آدم‌های این‌جا نیست. توی حال خودش است. کم‌کم می‌رود جلو و نزدیک می‌شود به جایگاه. دقایقی می‌نشیند روی زمین، خیره می‌شود به جایگاه و بعد بلند می‌شود و می‌رود تا به برنامه‌ امشبش برسد. «خیرگی» وجه مشترکِ آدم‌های این‌جاست. انگار هنوز سوگِ رهبر شهید برای خیلی‌ها به باور تبدیل نشده. برای همین، سکوت زبان مشترکی ساخته بین همه‌ خیره‌ها، بین همه سوگوارانی که با گذشت هشتاد روز، نمی‌توانند باور کنند کنار اسم حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای با خط سرخ نوشته‌اند: شهید. آن‌ها هنوز در انتهای خیابان کشوردوست، دنبال گیت نیروهای امنیتی می‌گردند، هنوز منتظرند یک پاسدار بیاید و کارت ملی‌شان را با کارت ملاقات تطبیق دهد، هنوز منتظر صف‌های طولانی و بازرسی‌های بدنی مفصل‌اند، هنوز خوابِ دیدار می‌بینند. رواق کشوردوست این روزها بزرگ‌ترین محل اجتماع آدم‌های حیرانِ جهان است؛ میعادگاه مردان و زنانی که با خطابه‌های رهبر عزیزشان بزرگ شدند و حالا جای خالی او در قلبشان بدجور تیر می‌کشد. حالا یکی-دوماهی هست که خیابان جمهوری هم صاحب شب شده و نویسندگان می‌توانند از شب‌های جمهوری بنویسند؛ از شب‌های خیابانی که هزاران زن و مرد خیره‌ حیران را در آغوش می‌گیرد تا یک دلِ سیر، فراقِ رهبرشان را اشک بریزند. 📝 محمدصالح سلطانی 🖼ارسال روایت از مراسم‌های خیابان کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی از اهالی کشوردوست | پناه این روزای من... 🔹️ارسال تولیدات از خیابان کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
🌷 زهرا جان… دخترک چهارده‌ماهه‌ی ایران 📩 | چه زود بزرگ شدی... نه با قد کشیدن، بلکه با «پر کشیدن»! تو هنوز کلمه‌ها را درست بلد نبودی، اما خون پاکت بلندترین پیام این روزها شد؛ جمله‌ای که دل‌ها را لرزاند و خواب سنگین دنیا را به هم ریخت. شهادت تو در کنار پیر مراد ملت ایران، به همگان نشان داد، که چگونه یک «خانواده» می‌تواند یک‌جا، یک‌دل، برای حق بایستد؛ تو هنوز در آغوش زندگی بودی، اما انتخاب شدی که در آغوش آسمان آرام بگیری... زهرا کوچولو… شهادت تو ثابت کرد گاهی چهارده ماه می‌تواند، کافی باشد برای بیدار کردن وجدان‌ها... تو فقط معصومیت داشتی و همین، بزرگ‌ترین سند است. دشمن از همین می‌ترسد: از پاکی بی‌سپر، از نوری که هیچ دروغی نمی‌تواند خاموشش کند. تو با شهادت رفتی تا ثابت شود بعضی رفتن‌ها شکست نیست، «پرچم» است. زهرا جان… تو برای ما تنها یک کودک نیستی؛ تو نشانه‌ای! تو مرز روشن حق و باطلی! تو فریادی هستی که از گلوی کوچک تو بلند شد و به گوش همه رسید: که سکوت در برابر ظلم، همدستی است… و خون بی‌گناه، تاریخ را عوض می‌کند. آرام بخواب! ای کوچک‌ترین شهید خانواده شهید خیابان کشوردوست... تو رفتی، اما پشت سرت راه گذاشتی؛ راه غیرت، راه بیداری، راه ایستادن. و ما هر بار نامت را می‌شنویم، به خودمان یادآوری می‌کنیم: برای خون تو و هزاران کودکان بی‌گناه ، باید انسان‌تر شد! باید محکم‌تر ایستاد! باید اجازه نداد دنیا به رفتن کودکان عادت کند. 📝 فاطمه رفیعی 🖼ارسال روایت از مراسم‌های خیابان کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی از اهالی کشوردوست | من نمیدانستم معنی هرگز را، تو چرا بازنگشتی دیگر؟ 🔹️ارسال تولیدات از حال و هوای این شب‌ها در خیابان کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 عزیز دلم... ❤️ گوشه‌هایی از حضور شبانگاهی ۱۴۰۵/۳/۳ مردم عزادار در جوار محل شهادت حضرت آیت‌الله العظمی امام سیّدعلی حسینی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه؛ خیابان کشوردوست. 📢 حال و هوای خیابان منتهی به محل شهادت رهبر معظم انقلاب را از رسانه دنبال کنید👇 📲 @Keshvardust_ir