eitaa logo
کشوردوست
33.8هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
707 ویدیو
2 فایل
«کشوردوست»؛ منعکس کننده آنچه در حضور شبانه مردم در کنار محل شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی میگذرد... شب‌های پس از شهادت آقاجان‌مان؛ خیابان جمهوری اسلامی؛ نرسیده به فلسطین جنوبی؛ خیابان کشوردوست
مشاهده در ایتا
دانلود
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ امشب؛ روایت مامور انتظامی در رواق کشوردوست با پرچم آغشته به خون از اتفاقات راهپیمایی روز قدس. ۱۴۰۵/۳/۱۰ 💻 @Keshvardust_ir
❤️ مناجات و توسل به امام زمان(عج) در سوگ رهبر شهید انقلاب در رواق کشوردوست 🎙سخنران: حجت‌الاسلام آقاتهرانی 🎤با نوای: کربلایی وحید مهری ⏰ دوشنبه ۱۱ خرداد، ساعت ۲۰:۳۰ 👈خیابان جمهوری اسلامی، تقاطع کشوردوست 💻 @Keshvardust_ir
❤️ خیلی دلتنگتم... 📩 | ببین دلم که نه، جانم برات تنگ شده. کجایی بی ما؟ چگونه‌ای بی ما؟ ما آواره و سرگردون کف خیابونها، هی نگاه به عکست میکنیم باورمون نیست نداریمت. سالمونو بی‌بهار کردی آقا، همش زمستونه، همش سرده، همه جا سبز شده، تو نیستی، انگار خود زمستونه. عیدنوروز رفت، عیدفطر، کلی مناسب دیگه، عید قربان و تا کی و با همه‌ی عید‌ها ما بغضمونو فرو میدیم ک تو نیستی. ببخش که در زمان بودنت جونمونو فدات نکردیم، خوب ازت دفاع نکردیم، ما رو ببخش پسر فاطمه. برامون دعا میکنی مگه نه؟ دعا کن لااقل بعد این همه داغ که دیدیم و لمس کردیم و هنوز زنده‌ایم، یا شهید بشیم یا ظهور امام زمان (عج) رو ببینیم و به دَردِش بخوریم. دلتنگتم خیلی دلتنگتم 📝 مژگان تامی 🖼ارسال روایت از مراسم‌های رواق کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی از اهالی کشوردوست |‌ من هنوزم همینجام... 🔹️ارسال تولیدات از حال و هوای این شب‌ها در رواق کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 | گوشه‌هایی از اجتماع شبانگاهی ۱۴۰۵/۳/۱۰ مردم عزادار در جوار محل شهادت حضرت آیت‌الله العظمی امام سیّدعلی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه؛ رواق کشوردوست. 📢 رسانه « »👇 💻 @Keshvardust_ir
کشوردوست
❤️ دل، درد تو را به‌جان مداوا نکند 📩 | "به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد..." چشمم به تقویم می‌افتد شب شنبه ۹ خرداد‌‌‌... سه ماه دقیقا سه ماه از نهم اسفند و آن تلخ‌ترین اتفاق گذشته عزیزدلم... اولین بار است که بعد از تو توانستم قلم بدست بگیرم و برایت بنویسم... نود شب آوارگی کشیدم عزیزدلم سه ماه است که کوچه به کوچه، خیابان به خیابان بدنبال تو می گردم سه ماه است که در خانه آرامش ندارم و در خيابان ها کنار امتی که تو اینطور سختی‌پذیر تربیت کردی مدام دنبال مامنی می‌گردم عزیز دلم... دنبال آرامشی که بعد از تو دیگر نیست... نود شب است که هروقت فیلم نجواهای مردم با تو در کشوردوست را می‌بینم با حسرت و سوز دل، آه جانسوزی می‌کشم و اشک مثل همیشه (وقتی پای تو در میان باشد) در چشم به همزدنی مهمان چشمانم می‌شود... که خوش بحالشان چه مامنی دارند همان کوچه‌ای که تو هربار از آن گذشتی ، همان کوچه‌ای که عطر تو را دارد و چه اسم بامسمایی دارد این کشوردوست انگار که اسم این کوچه را اصلا از روی تو، از روی خود تو گذاشته‌اند عزیزدلم و حالا درست در سه ماهگی نبودنت خانواده‌ات برایت مراسم یادبود گرفته‌اند بیقرارم و منتظر، دلم در حرم شاه عبدالعظیم(ع) پر می‌زند، اما من نبودنت را هنوز باور نکرده‌ام ،من که دلش را ندارم بروم عزیزدلم ... از قبل گفته‌ام که هرطور شده امسال ۱۴ خرداد باید حرم امام بروم، آقا سخنرانی دارد می‌دانم میخواهم در حرم امام هم بدنبال تو بگردم عزیزدلم... اما الان چند روزی تا ۱۴ خرداد باقی مانده، خدا دست مرا می‌گيرد و به زنجیر زلف مرا می‌کشد《در پی او می‌روم، تا به کجا می‌کشد》 یک آن می‌بينم روبروی گنبد حرم مطهر امام خمینی(ره) هستم... داخل حرم می‌شوم، تا به مشبک‌های ضریح امام میرسم انگار پناهی یافته‌ام، درد و دل و گلایه را شروع می‌کنم می‌گويم چرا بعد از خودت آقای مرا هم بردی پیش خودت امام جان؟ من دیگر طاقت ندیدنش را ندارم دعای شما قبول است دعا کن ظهور اتفاق بیفتد و قول بده خودت دست آقای عزیزدلم را بگیری و برگردید پیش ما... به مشبک‌های ضریح نزدیکتر می شوم می گویم دلتنگی امانم را بریده است که ناگهان چشمم می‌ افتد به همان کاشی سبز مرمر داخل ضریح امام، که همیشه آقای من آنجا نماز می‌خوانده آه همانجایی که تو از آن بارها گذشتی عزیزدلم عطرت به مشامم می رسد بالاخره بعد از نود شب انگار معجزه شده، سفت مشبک‌های ضریح را بغل می گیرم و مثل بچه یتیم‌ها از درون زار میزنم سه ماه است که تازه فهمیدم یتیم‍‌های کوفه بعد از ضربت خوردن سر علی(ع) چه خون دلی خورده‌اند و چه زهر هجری چشیده‌اند 《بی تو در کلبهٔ گداییِ خویش، رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس》... نود شب است که جگرم سوخته است ولی 《دل درد تو را به جان مداوا نکند》 در همین حال که دور تا دور حرم می‌گردم ناگهان چشمم می‌افتد به چیزی و بعد که کمی به خود می‌آیم می‌بینم دقیقه‌هاست که بین همه ایستاده‌ام و خشکم زده است خشکم زده به تو به یادگاری‌هایت به جایگاه سخنرانی همیشگیت خشکم زده به صندلی خالیت به عکست که به جای خودت روی صندلی جا خوش کرده است به چفیه‌ای که به یاد چفیه‌ات آنجا آرام گرفته است آه همانجا بود که زانوهایم سست شدند عزیزدلم... حرم امروز خلوت است، به خودم که می‌آیم می‌بینم مدت‌هاست زانوهایم توان جلوتر رفتن را نداشته‌اند و درست وسط فرش‌های بزرگ حرم تنها نشسته‌ام... به آن بالا به صندلی خالیت زل زده‌ام به جایی که عطر تو را دارد و پرت شده‌ام به سه ماه و نیم قبل، به دوران بودنت... ناگهان پسر بچه‌ای می‌دود وسط قاب خلوت تنهایی‌ام، شیطنت و معصومیت توامان از چشمانش می‌بارد، نفس نفس زنان جوری که انگار آمده حرف مهمی بزند و برگردد سراغ بازی‌اش، زل می‌زند به عکس تو عزیزدلم و داد می‌زند آقا من دوستت دارم مردمک چشمانم سو سو می‌زند بغضی که روز و شب‌هاست در گلویم جا خوش کرده حالا جای خودش را به اشک می‌دهد، اشک‌ها در کسری از ثانیه در چشمانم می‌دود و روی گونه‌هایم می‌لغزد انگار‌ تازه راه گلویم باز شده زار می‌زنم و هق هق میکنم، پسر بچه می‌دود به عقب و دوباره از آن عقب داد می‌زند آقا خیلی خیلی دوستت دارم عزیزدلم.. ساعتی آنجا زار می‌زنم و حالا وقت رفتن است... اما غم تو تمام‌شدنی نیست عزیزدلم در حالیکه غم از قلبم به گلویم و از گلویم به چشمانم و از چشمانم به تک تک سلول‌هایم نفوذ کرده است آرام آرام به سمت خروجی می‌روم و غم عشق تو را هم با خود می‌برم عزیزدلم... تا جان دارم غم تو را غمخوارم بی‌جان غم عشق تو به کس نسپارم... 📝 زهرافاطمی‌نیا؛ ۱۴۰۵/۳/۹ 🖼ارسال روایت از مراسم‌های رواق کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی از اهالی کشوردوست |‌ کوچه پر از رد قدمهای توست، پشت همین پنجره میخوانمت... 🔹️ارسال تولیدات از حال و هوای این شب‌ها در رواق کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir
❤️ تکیه تک نفره 📩 | از همان نخستین شبِ بارانی سفرت، هر شامگاه در خلوت خویش، تکیه‌ای تک‌نفره به پا کرده‌ام. روضه‌خوان منم، مستمع دلم و محل شهادت تو پر از خاطراتی است که دیگر باز نمی‌گردند. دلخوشی‌ام در این قفس، تکرارِ بی‌غایتِ طنینِ صدایت و تماشایِ مداومِ تصاویری است که از تو به یادگار مانده. پدر، مرا به تقصیرِ سکوتم ببخش؛ ببخش که هرگز نتوانستم فراتر از ترسِ نیش‌خندها و هراسِ طرد شدن‌ها، نامت را با افتخار فریاد بزنم. و حالا، من همان فرزندِ یتیم و رانده‌شده‌ای هستم که تمامِ سهمش از تو، جست‌وجویی مبهم در کوچه‌پس‌کوچه‌های خواب است. کمکم کن بابای شهیدم که امروز بیشتر از همیشه به دیدن چهره مطمئن و آرامت نیازمندم... 📝 لیلی صالحی 🖼ارسال روایت از مراسم‌های رواق کشوردوست👇 http://eitaa.com/khamenei_contact_ir 💻 @Keshvardust_ir