eitaa logo
کشوردوست
31.7هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
771 ویدیو
2 فایل
رسانه «کشوردوست»؛ راوی آنچه این شب‌ها در رواق «کشوردوست»، گذرگاهی به مشهد آقای شهید ایران می‌گذرد... ارسال روایت‌ها و تولیدات: @khamenei_contact_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 یاد دانش‌آموزان شهید میناب در رواق کشوردوست 👈گزیده قسمت سوم ویژه برنامه «کشوردوست» به روایت‌گری حاج حسین یکتا 📽پخش، شب‌های هفته دفاع مقدّس ساعت ۱۹:۴۵ شبکه سوم سیما و ساعت ۲۲ از شبکه افق 📱 @Keshvardust_ir
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 اگر از سیم خاردار نفس عبور کنیم... 👈گزیده قسمت سوم ویژه برنامه «کشوردوست» به روایت‌گری حاج حسین یکتا 📽پخش، شب‌های هفته دفاع مقدّس ساعت ۱۹:۴۵ شبکه سوم سیما و ساعت ۲۲ از شبکه افق 📱 @Keshvardust_ir
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 قسم به آن مشت گره کرده 👈گزیده قسمت سوم ویژه برنامه «کشوردوست» به روایت‌گری حاج حسین یکتا 📽پخش، شب‌های هفته دفاع مقدّس ساعت ۱۹:۴۵ شبکه سوم سیما و ساعت ۲۲ از شبکه افق 📱 @Keshvardust_ir
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 متفاوتی به سومین شب برنامه «کشوردوست» 📽 این برنامه، شب‌های هفته دفاع مقدّس ساعت ۱۹:۴۵ از شبکه سوم سیما و ساعت ۲۲ از شبکه افق پخش می‌شود. 📱 @Keshvardust_ir
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 سخنان حاج حسین یکتا دربارهٔ نطق تاریخی رئیس‌جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل در ویژه برنامه «کشوردوست» 📱 @Keshvardust_ir
💗 تا چهل خانه همسایه 🖼 مجموعه‌روایت‌ ✏️ متوجه شدم ساکن یکی از همان خانه‌های داخل محوطه هستند. این را از رفت‌وآمد دختر کوچک خانواده فهمیدم. دوان‌دوان خودش را می‌رساند پای دیوار خانه‌ای که حالا دیگر قابل سکونت نبود؛ لحظه‌ای همان‌جا می‌ایستاد، خانه را برانداز می‌کرد و بعد برمی‌گشت سمت ما. ✏️ از مادرش پرسیدم: «شما ساکن همین خانه بودید؟» گفت: «ما توی این شهر غریب بودیم؛ اما وقتی فهمیدم قراره همسایه آقا بشیم، دیگه هیچی برام مهم نبود. گفتم همه سختی‌ها رو به جون می‌خرم، فقط نزدیک ایشون باشیم. ✏️ هشت سال توفیق داشتیم همسایه‌شون باشیم. دلخوش به این‌که دعای نیمه‌شب آقا شامل ما همسایه‌ها هم می‌شه. آخه روایت داریم تا چهل خونه این طرف و اون طرف، همسایه محسوب می‌شه. 📩 روایت‌های رسانه ریحانه از رواق کشوردوست، شماره ۹۷ 🖥 @Keshvardust_ir
کشوردوست
کاشکی اینجا می‌شدی، می‌دیدی چه جای باصفاییه! 📩 روایتی از آنچه این شب‌ها در رواق کشوردوست، گذرگاهی به مشهد آقای شهید ایران می‌گذرد... 🖼 | «کاشکی اینجا می‌شدی، می‌دیدی چه جای باصفاییه!» این صدای شهید باکری است؛ خطاب به رفیقش، حاج احمد کاظمی. صدایی که آقای کشوردوست هر بار تعریفش می‌کرد، بغض می‌کرد، همان بغضِ قدیمی، همان حسرتِ جاماندن از رفیق‌ها. حالا اما، قصه عوض شده... این بار، ما مانده‌ایم و او رفته است. و این‌روزها در میانه‌ی خیابان کشوردوست که راه می‌روی، یکهو حس می‌کنی هوای هویزه آمده توی ریه‌هایت... انگار صبحگاه دوکوهه است؛ فقط صدای «اللهم اجعل صباحنا...» شهید گلستانی کم است... راه می‌روی و نمی‌دانی چرا این‌قدر آشناست. چرا این آوارها، این خانه‌ها، این دیوارها، این شب‌ها، آدم را پرت می‌کند وسط جبهه‌های جنوب... هرکس می‌آید، اول بهت است، بعد حیرت، بعد سکوت، و ناگهان بغضی که انگار از اسفند، از همان روزهای رفتن آقای کشوردوست، جایی ته گلویش مانده، راه خودش را باز می‌کند. کشوردوست این روزها شبیه هیچ خیابانی نیست، انگار یک یادمان دفاع مقدس، خودش را رسانده وسط تهران. آمده تا در نبود آقای کشوردوست، برایمان از جبهه‌ها بگوید، از رفقایش، از روزهایی که همیشه دلتنگشان بود... و کاش امسال هم بودی... هفته‌ی دفاع مقدس می‌آمدی، می‌نشستی و از دوستانت می‌گفتی؛ همان‌طور که همیشه می‌گفتی و ما نگاهت می‌کردیم و نمی‌فهمیدیم این همه دلتنگی را چطور می‌شود در چند خاطره جا داد... نیستی... و کشوردوست، غریب‌تر از همیشه، تنها‌تر از همیشه، باصفا‌تر از همیشه شده است. و همه‌ی صفایش از شماست... از شما که حالا اینجا، میان همین آوارها، محل عروجتان است؛ محل وصالتان به همان رفیق‌هایی که سال‌ها حسرت رسیدن بهشان را داشتید. اصلاً شاید همین‌جا بوده که شهید باکری، بی‌سیم را برداشته و گفته: «کاشکی اینجا می‌شدی، می‌دیدی چه جای باصفاییه!» و حالا من نمی‌دانم این «اینجا» کجاست... دوکوهه؟ هویزه؟ یا همین کشوردوست؟ اینجا انگار که دقیقا همانجاست که شهید باکری میگوید؛ «خلاصه وقت کردی بیا... بیا تماشا کن‌!...» ایتا | بله | روبیکا | سروش 🖥 @Keshvardust_ir
💗 داغت نمی‌شه باورم 🖼 مجموعه‌روایت‌ ✏️ حاج‌خانم را بعد از نماز دیدم. دانه‌های تسبیح سبزرنگش بین انگشت‌هایش می‌چرخید. نگاهش به عکس‌های آقا و ساختمان‌های محوطه بود و زیر لب صلوات می‌فرستاد. حاج‌خانم از سحر روز دهم برایم گفت: «خبر شهادت آقا که اعلام شد، خیلی حالم بد شد. باورم نمی‌شد. بعد از هفت ماه هنوز هم باورش برام سخته.» ✏️ انگار داغ دلش تازه شده بود. صدایش لرزید و زمزمه کرد: «داغت نمی‌شه باورم، ای رهبرم، ای رهبرم.» پر روسری‌اش را که پر از شکوفه‌های سفید بود، روی صورتش کشید و نم اشک‌هایش را پاک کرد. بعد دستش را بالا آورد و به ساختمان‌های اطراف اشاره کرد: «آقا همین‌جا بودن، توی یکی از همین ساختمون‌ها. نه تونلی بود، نه طبقات مخفی زیر زمین. نامردها چقدر پشت سر آقا حرف زدن.» ✏️ بعد آهی کشید و ادامه داد: «از همون روز اول به بچه‌ها گفتم نباید میدون رو خالی کنیم. یه پرچم ایران خریدم و هر شب تا ساعت دوازده توی میدون هستیم.» گفتم: «بیشتر از شش ماه هر شب توی خیابون بودن، خداییش سخته دیگه.» نگاهش پر از غرور شد: «شش ماه که چیزی نیست، دخترجان. تا وقتی رهبرمون امر کنن، توی میدون هستیم. بهشون بگید خیالشون راحت؛ ما مردم تا آخر پای کار وطن‌مون و ولی‌فقیه‌مون هستیم.» 📩 روایت‌های رسانه ریحانه از رواق کشوردوست، شماره ۹۸ 🖥 @Keshvardust_ir
📸 گزارش تصویری قسمت چهارم ویژه برنامه «کشوردوست» 💻 روایت‌گری حاج حسین یکتا در رواق کشوردوست؛ گذرگاهی به مشهد آقای شهید ایران 📽 این برنامه شب‌های هفته دفاع مقدّس ساعت ۱۹:۴۵ از شبکه سوم سیما و ساعت ۲۲ از شبکه افق پخش می‌شود. 📱 @Keshvardust_ir