10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #ولاگ | این داغ را فراموش نکن
💗 میام کشوردوست تا یادم بمونه زخمهایی هست که نباید خوب بشن، داغهایی هست که باید زنده بمونن...
🎙 فاطمه علیزاده
💻 @Keshvardust_ir
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 مجموعه #روایت_کشوردوست
❤️ کشوردوست مثل آقای رضایی...
🔹روایتی از قرار دلهای بیقرار رهبر شهیدمان در نزدیکی محل شهادت ایشان در خیابان کشوردوست
📢 رسانه #کشوردوست را دنبال کنید👇
💻 @Keshvardust_ir
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 #پنجره | گوشههایی از حضور شبانگاهی ۱۴۰۵/۳/۲ مردم عزادار در جوار محل شهادت حضرت آیتالله العظمی امام سیّدعلی خامنهای قدساللهنفسهالزکیه؛ خیابان کشوردوست.
📢 «#کشوردوست»؛ انعکاس حضور شبانه مردم در کنار محل شهادت رهبر معظم انقلاب را از اینجا دنبال کنید👇
💻 @Keshvardust_ir
کشوردوست
🌷 آقا دوستت دارم...
📩 #روایت_اهالی_کشوردوست | ساعت حوالی ۱۲ شب، ماشین رو کمی دورتر از خیابون کشوردوست پارک کردم، وقتی داشتم درهای ماشین رو قفل میکردم، توی پیاده رو چند نفری رو دیدم که زیر بغل مردی رو گرفته بودند و کشان کشان میبرند، حرفهای مرد، نامفهوم بود ولی حالتی از غم و حیرت داشت و هق هق میکرد ... چند لحظه نگاهشون کردم و وقتی که دورتر شدند، پیاده راه افتادم به سمت خیابون کشوردوست، چند شبی هست که دیوار بتنی رو عقبتر کشیدند و انتهای خیابون رو از کمی دورتر میشه دید، اینجا همونجاییه که هر وقت از کنارش رد میشدم، به آقا سلام میکردم...
حالا یک دالان ساختند و جایگاهی شبیه به حسینیه، دیدن صندلی خالی آقا روی سن و زیلوهای آبی، کابوسیه که همیشه ازش فرار میکردم، هرسال اشک چشمهای مادرم رو موقع دیدن تصاویر تکراری صندلی خالی امام روز ۱۵ خرداد میدیدم و حالا میفهمم که داغ رهبر سرد نمیشه هیچ وقت...
از بغل جایگاه، راهی باریک و کوتاه هست که میخوره به دربی که تازه ساختند برای مدیریت عبور و مرور مردم، در اصلی بیت ۲۰ قدم جلوتره ولی برای ما، همین قدر فاصله هم غنیمته...
جلوی در جدیدالتاسیس و دیوار بتنی دو نفر نگهبان هستند و مردم هم تا اینجا میتونند بیان و گاهی گل میارن و با نگهبان ها حرف میزنند، خانمی از پسر جوانی که اونجا نگهبانی میده سوال میکنه: همه چیز خراب شده؟
پسر جواب میده: بله داخل همه چیز از بین رفته حتی شیشه خونه همسایهها هم خورد شده...
خانم با تعجب سوال میکنه: همسایه ؟مگه رهبر همسایه هم داشته؟
پسر سکوت میکنه و من احساس میکنم یه چیزی توی قلبم میشکنه...
برمیگردم عقب، میرم تکیه میدم به دیوار روبرویی در خونه آقا، شاخههای درخت مو سنگین شده و اومده پایین، پشت شاخهها پنهان میشم تکیه به دیوار، احساس میکنم قاب قشنگی برای عکاسی میشه، گوشیم رو در میارم که عکس بگیرم، خیابون در سکوت کامله که صدای گریه از سمت چپم میشنوم، گریه شدیدتر میشه، برمیگردم، خانمی رو میبینم با بلوز و شلوار به رنگ صورتی و کرم و لاک همرنگ ...
با پرچمی توی دست که مثل من پشت درخت مو، کنج دیوار پنهان شده، شاید از نگاه کنجکاوانه مردم و شاید هم به علت دیگهای...
کمی بعد با گوشیش مداحی میگذاره و گریهاش بیشتر میشه، مطلع مداحی اینه:
دردت نشد معلوم علی، مظلوم علی مظلوم علی
و زیر لب باهاش میخونه و آهسته گریه میکنه...
دختر کوچیکی هم جلوش ایستاده و پرچم تکون میده، از شباهتش حدس میزنم مادر و دخترند، دختر کوچولو به نظر پنج ساله میاد، موهای بلند قشنگی داره و گردنبندی با مهرههای درشت رنگی به گردن و با ناز و ادا شالی که وسط موهاش انداخته رو مرتب میکنه و پرچم رو تکون میده، کمی بعد یکنفر از کنج خیابون این مداحی رو پخش میکنه: سر از دست دادیم ...
دخترک از این ور میخونه: سرور از دست دادیم!
به نظر میاد اونقدر این مداحی رو شنیده که حفظه و تکرارش میکنه...
گریههای مادر دخترک بند نمیاد، دوست دارم باهاش صحبت کنم اما نمیخوام مزاحم خلوتش باشم.
پسر جوانی کمی جلوتر از ما، پشت به دیوار نشسته، سیگارش رو روشن میکنه و با اشک به دیوار بتنی نگاه میکنه...
یک جور غریبانهای روی زمین نشسته، شبیه بچه یتیمها در شب شام غریبان...
مردم صندلی آوردند چون بعضیا مدتها اینجا میمونند، کف پاهام ذوق ذوق میکنه، تقریبا یکساعته که سرپام اما دیدن مردم خجالت زدهام میکنه.
آدمهایی که ساعت یک نیمه شب اینجا دیدم رو نمیشه محدود کرد به گروه خاصی، همه جور آدمی هست، حتی از شهرهای دیگه هم این ساعت پیدا میشدند، پسر جوانی با لهجه شیرازی به یکنفر پشت گوشی موبایل آدرس میداد، میگفت : کنار کشوردوست راه باریکو بیو جولو، منو میبینی...
ساعت نزدیک دو شده، میخوام برگردم خونه، ته دلم ضعف میره، میرم سر خیابون که خانمی با دیس حلوا رو میبینم، تعارف میکنه و میگه: بفرمایید حلوا ...
تکهای با قاشق برمیدارم و میذارم کف دستم، عطر گلابش مشامم رو پر میکنه... حلوا رو میخورم، کامم شیرین میشه...
برمیگردم سمت جایگاه آقا، روی بنر نوشته من همه مردم رو دوست میدارم یاد زهرا میافتم، دختر هفت سالهای که از قم اومده بود، امسال کلاس اول بود و روی دیوار بتنی با غلط املایی نوشته بود: آقا دستت (دوستت) دارم، دستم رو بلند میکنم به عادت همیشگی و با آقا خداحافظی میکنم...
ممنون از مهمون نوازیت، رهبر شهیدم...
شب هشتاد و چندم نبودن تو، خیابان کشور دوست، تهران، ایران
📝 حریر عادلی
🖼ارسال روایت از مراسمهای خیابان کشوردوست👇
http://eitaa.com/khamenei_contact_ir
💻 @Keshvardust_ir
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی از اهالی کشوردوست | ای پرچمت ما را کفن...
🔹️ارسال تولیدات از حال و هوای این شبها در خیابان کشوردوست👇
http://eitaa.com/khamenei_contact_ir
💻 @Keshvardust_ir
❤️ مراسم مناجات شب عرفه به نیابت از رهبر شهید انقلاب
🎤با نوای: کربلایی سیدمهدی حسینی
⏰دوشنبه ۴ خرداد، ساعت ۲۰:۳۰
🔹️خیابان جمهوری اسلامی، تقاطع کشوردوست
💻 @Keshvardust_ir
کشوردوست
🌷 نامهای به مقصد «کشوردوست»
📩 #روایت_اهالی_کشوردوست | سلام "آقا". میخواهم نامه بنویسم به شما. حرف بزنم. میخواهم مقصد نامهام را مثل همیشه بنویسم "خیابان کشوردوست". ما که دستمان به آن بالا نمی رسد. میخواهم دل خوش کنم به خوشیهای روزگار. شاید به دستتان رسید و خواندید. از شما که چیزی کم نمیشود. شما "آقا"ی مایی. "آقا" را از هر طرف بخوانی "آقا"ست. شما رفتهاید و نیستید ولی ما با شما نجوا نکنیم، میپوسیم. ما خمینی ندیدهها، با شما به دنیا آمدیم و با شما بزرگ شدیم.... از هر سو برویم، آخر به شما میرسیم. رود اگر چه جاری است، لیکن مسیر دریا را بلد است. میپیچد و میخمد تا دست به دریا دهد. آه! چه لذتی دارد شما را داشتن. قلب به دلیلی باید بزند. "خامنهای" دلیل زندگی ما بود و هست.
راستی این شبها نیستید ببینید همان مردمی که همیشه کنارشان بودید چهها که نمیکنند. کشوردوست دیگر محل انتظار نیست. خودش محل قرار است.
کاش بودید... کاش بودید حضور ٨٠ و اندی شبِ مردم را میدیدید. یقین دارم لبخندی از آن لبخندهای شیرین که قند را در دلمان آب میکرد روی صورتتان مینشست.
من اصلاً مراقب نیستم غلو نکنم. آن زمان که بودید خودی و بیخودی و نخودیها یک عمر ما را زدند که چرا در مورد شما اغراق میکنیم... اینبار مشکلم قصور زبان در مدح شماست. قربان خستگیتان بشوم آقا...
حالا که نیستید راحتتر میتوانیم از شما بگوییم. از آن حرفهایی بزنیم که زمان حضورتان در این دنیا نمیگذاشتید درمورد آن بگویند. راحتتر میتوانیم از اقتدارتان قلم بزنیم و برای غربتتان گریه کنیم ای مقتدرِ مظلوم زمانه.
بیشتر دلمان برایتان تنگ میشود.برای دیدارهای روز چهارشنبه که سالی یکبار بشود ساعتها صف بکشیم و منتظر بمانیم و با سوز دل شعار بدهیم ای پسر فاطمه(س) منتظر تو هستیم.... ما خودمان را تا ابد بدهکار شما میدانیم.
خوش به حال شهدا. دم رفتن، راحت بود نوشتن. ای خوشا صفحه، خاک باشد و جوهرِ قلم، خون. تا بتوانیم دوباره در حسینیه بهشت کنارتان سینه بزنیم...
لحظهای است لحظه عاشقی...
📝 محمدامین حسام
🖼ارسال روایت از مراسمهای خیابان کشوردوست👇
http://eitaa.com/khamenei_contact_ir
💻 @Keshvardust_ir
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ارسالی از اهالی کشوردوست | کاش من نباشم اما تو برگردی عزیز دلم...
🔹️ارسال تولیدات از حال و هوای این شبها در خیابان کشوردوست👇
http://eitaa.com/khamenei_contact_ir
💻 @Keshvardust_ir
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ به یاد مادرترین معلم...
👈شب گذشته؛ لحظاتی از حال و هوای خیابان کشوردوست
🔹️ارسال تولیدات از خیابان کشوردوست👇
http://eitaa.com/khamenei_contact_ir
💻 @Keshvardust_ir
20.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 غیرقابل مهار
❤️ گوشههایی از حضور شبانگاهی ۱۴۰۵/۳/۲ مردم عزادار در جوار محل شهادت حضرت آیتالله العظمی امام سیّدعلی حسینی خامنهای قدساللهنفسهالزکیه؛ خیابان کشوردوست.
📢 حال و هوای خیابان منتهی به محل شهادت رهبر معظم انقلاب را از رسانه #کشوردوست دنبال کنید👇
📲 @Keshvardust_ir