آقا ما که نشد بریم کربلا
ولی
با زور و دعوا و قهر و پارتی و ...
هر جوری که شده بود
رفتیم مرز خدمت کردیم
اونم چه خدمتی...
بیشتر حقالناس شد تا خدمت🤦♂
گفتیم بریم دستشویی بشوریم
نشد
یه خادمی بود اصلا اعصاب نداشت
میگفت اینجا در قرق منه
هیچکی حق نداره به اینجا نزدیک بشه
گفتیم بریم چای و شربت بدیم
گفتند اینجا رو ما قرق کردیم
برید یه جای دیگه
خلاصه هر جا رفتیم
نشد که بشه
ناامید نشستیم یه گوشه
مسئول موکب اومد
گفت چیه
چرا بیکار نشستید⁉️
گفتیم والا اینجا رو قرق کردن
کاری نیست که ما انجام بدیم
گفت بیائید من بهتون کار میدم
رفتیم تو اتاقش یه دو بسته سنجاق داد دستمون گفت این عکسا رو سنجاق بزنید😐
هااا ولک عامو ما اومدیم کار کنیم
این چیه آخه
ظاهرش ساده بود
ولی دهن سرویسی بود که نگو
گفت خسته شدید⁉️
گفتیم نههه
گفت برید واکس بزنید
رفتیم واکسها رو تحویل گرفتیم رفتیم که مثلا واکس بزنیم
آقا مگه کسی قبول میکرد ما واکس بزنیم
ما هم نامردی نکردیم
رفتیم جلوشونُ میگرفتیم و میگفتیم شرمنده
اطلاع دادند که شما مشکوک میزنید باید جلوتونُ بگیریم😅
تا میومد با ترس بگه چرا چی شده⁉️
رفیقم کفشاشونُ واکس میزد یهو میدیدند که ما داریم واکس میزنیم
کلی گریه و تشکر و ...
یکیشون هیچ رقمه نمیذاشت واکس بزنیم
دیگه رفیقم افتاد به پاش و به زور نگهش داشت و واکس زد
گفت من نمیخوام واکس بزنم
میخوام با کفش و لباس خاکی برم زیارت
ما هم گفتیم
تو این مسیر
عمهجانمان بیاحترام شد
ما دیگه نمیذاریم زوارِ برادرِ بیبی زینبالکبری بیاحترام بشن...😭
خلاصه از یک ساعتی به بعد نشد واکس بزنیم
رفیقم زرنگی کرد و رفت دستشوییها رو شست
ساعت ۱ بامداد بود
میخواستیم یکم استراحت کنیم
بعد این رفیقم گفت برم یا چندتا عکس بگیرم و بیام
گفتم خب بریم چالش درست کنیم
رفتیم چالش موشکی درست کردیم و برگشتیم
بعدش دیدیم یکی از خادمها به اسم محمدامین پشت میز ایستاده و میگه یک جمله برای ایران بنویسید
بهش گفتیم محمدامین
بیا تغییرش بدیم
گفت مثلا چی⁉️⁉️
گفتیم مثلا بگیم بین این دوتا جمله
"جانم فدای رهبر-جانم فدای پهلوی "کدومُ انتخاب میکنید
گفت خوبه
گفتم محمدامین
ببین اگه جانم فدای رهبرُ انتخاب کردند که خب طبیعیه
ولی اگه جانم فدای پهلوی رو انتخاب کردند باید پیتزا بدی
قبول کرد
آقا چند نفری نوشتند جانم فدای رهبر
بعد دیدیم یه چندتا جوون لات و جلف اومدند
گفتم بریم سراغ اینا ببینیم چی میگن
محمدامین گفت من شرط میبندم اینا میگن پهلوی
گفتم نه بابا
میگن امام خامنهای
گفت امکان نداره
خلاصه رفتیم دعوتشون کردیم اومدند که تو چالش شرکت کنند
گفت چی بنویسیم
گفتیم دوتا جمله است
شما کدومُ انتخاب میکنی⁉️⁉️
گفت آزاد هستیم ⁉️
گفتیم بله
گفتند یعنی هر کدومُ دلمون خواست بنویسیم ⁉️⁉️
گفتیم اره
گفت یعنی بنویسم پهلوی کاریم ندارید⁉️⁉️
گفتم نه بابا
هر چی دوست داری بنویس
خلاصه ماژیکُ گرفت دستش
نوشت
جاااانم فدااا.........ی
محمدامین استرس گرفت که نکنه بنویسه پهلوی
یهو دست نگه داشت
گفت بابا
پهلوی خررر کیه
خامنهای رو عشقهههههه
و محمدامین شوکه شده بود از این تیپ و قیافهای که داره میگه خامنهای رو عشقههههه
تازخ یه قلب هم کنار اون اسم امتم خامنهای کشید
گفتم اَه ه ه
دخترونه شد که😅
گفت نههه
خامنهای جاش اینجاست
ابرمرده
عشقههه
نفسههه
بعد یه خانوم شلالحجابی اومد جلو
به محمدامین گفت داداش چخبره⁉️⁉️
گفت هیچی یکی از این دوتا رو جمله رو انتخاب کنید و بنویسید
دیدم ماژیکُ گرفت
یه مکثی کرد
بعد دست به کار شد
نوشت جانم فدای...
دست نگه داشت
گفت به سر و وضعام نگاه نکنید
من مخالف خامنهای بودیم
ولی تو این جنگ فهمیدم که الان باید بنویسم جانم فدای آقای خامنهای و زد زیر گریه...
بعد یه خانوم عرب زبانی اومد گفت چیه
اینا چیه مینویسید⁉️
گفتیم هیچی
شما فقط بنویسید جانم فدای پهلوی ما بهتون جایزه میدیم البته به حساب محمدامین
خیلی دوست داشت بهم بگه خفهشووو
ولی خودشُ کنترل کرد
گفت این مسخره بازیها چیه
پهلوی ... کیه
خلاصه ما اصرار کردیم که بنویسید دیگه
رفیقم گفت بنویسید بهتون جایزه خوبی میدم
خم شد که کفششُ در بیاره رفیقمُ بزنه
گفتم حاج خانوم صبر کنید
الان کفش خودمُ بهتون میدم
محکم بزنید تو دهنش 😅
خلاصه خانومه شک کرد
گفت جریان چیه
دارید شوخی میکنید⁉️
گفتیم چالشه
بنده خدا هنوز دو دل بود که رفیق ما رو بزنه یا نه😅
بعد با صدای بلند گفت
جانم فدای رهبر
لبیک یا حسین
لبیک یا خامنهای
دیدیم چندتا جوون اومدند با سر و وضع وحشتناک
گفتند چخبره
چی شده
خانومه بهشون گفتند هیچی پویش دارند برای رهبری
آقا مگه این جوونا ول میکردند
میگفتند بدید ما هم یه جمله بنویسیم
خلاصه میدادیم که بنویسند
با خط میخی مینوشتند
جانم فدای سیدعلی...
جانم فدای رهبری
جانم فدای خامنهای و...
بعد گفتند به سر و وضعمون نگاه نکنید
ما فدایی خامنهای هستیم
ما دوستش داریم
هر چند دیر فهمیدیم
ولی بالاخره فهمیدیم خامنهای کیه
خامنهای مَرررررده
عشقههه
آقااااست
دمش گرم که آمریکا رو به زانو در اورد
مثلا میخواستیم چالش بذاریم
ولی انصافا یک کلاس درس شد برامون
مخصوصا برای محمدامین...
فهمیدیم که
"او حسینی است که یک لشکر علیاکبر دارد"
شعار نیست ....