2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرار صهیونیستها از موشکهای یمن
🔹حمله موشکی یمن، پروازها در اراضی اشغالی را متوقف و صهیونیستها راهی پناهگاه کرد.
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غافلگیری سربازان تیپ ۲۲۱ شهید خسروتاش مراغه
🔹در آستانه سالروز ولادت امام علی (ع) جمعی از کودکان سربازان متاهل با حضور در تیپ ۲۲۱ شهید خسروتاش مراغه با پدران خود دیدار کردند.
#روز_پدر
#میلاد_امام_علی
#ماه_رجب
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
⭕️تاریخ ننگت باد اگه فراموش کنی ایرانی که یه زمانی التماس میکرد تا پزشک هندی و پاکستانی وارد کنه، به برکت جمهوریاسلامی بهجایی رسید که پزشکا و متخصصینش اینجوری غیرممکنها رو ممکن کردن 🇮🇷
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 قالیباف: علاقهای به هیچ گروه سیاسی ندارم
🔹تاکنون ۱۸ اتهام به من زدهاند که همه را به دادگاه بردهام و احکام قطعی نشان داده این اتهامات دروغ بوده است.
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برافراشتن پرچم فلسطین بر فراز قلههای بوسنی و هرزگوین، بلغارستان و مونتهنگرو توسط حامیان فلسطین
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه شعر طنز زیبایی😂😂
#میلاد_امام_علی
#روز_پدر
#ماه_رجب
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
731.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شادی مردم غزه از شنیدن خبر آتش بس
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
🔴کانال 13 رژیم صهیونیستی: احتمالا سه شنبه عصر آتش بس اعلام شود
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پاسخ قالیباف به کوچک زاده: تا آخر پای مواضع انقلاب ایستادهایم
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار👇
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
#ماندلای ایران قسمت صد و بیست و سه: نتوانستم جلوی گریهام را بگیرم. ********** آرزو میکردم که ایک
#ماندلای_ایران
قسمت صد و بیست و چهار:
وارد محوطه شدیم.
************
گفت ورود شما ممنوع است،همینجا بمانید.
اگر نخستوزیر شناخت و اجازه داد میتوانید وارد ساختمان بشوید.
چندنفر از نیروهای کمیتهی انقلاب اسلامی در را بسته بودند.
در گوشهای ایستادم و منتظر شدم.
یک ساعتی معطل بودم.
فکرهای بدی به ذهنم هجوم میآورد.
میگفتم حالا دیگر مهندس بازرگان نخستوزیر است و قطعا به من محل نخواهد گذاشت و اصلا چه ضرورتی دارد آدمی مثل مرا بپذیرد یا بخواهد کاری برایم انجام بدهد.
ناامید شده بودم.
به یکی از برادرهای پاسدار گفتم:(( فکر کنم این برادرمان یادشان رفته به نخستوزیر خبر بدهند که من آمدهام.))
خندید و گفت:(( برادر! نخستوزیر با اعضای کابینه و استاندار خوزستان مشغول مذاکره هستند،فکر نکنم فرصت کنند شما را هم ببینند.))
حق با آنها بود من توقع زیادی داشتم و مهندس نمیتوانست جلسه مهم خودش را بهخاطر من تعطیل کند.
خداحافظی کردم و راه افتادم.
هم ناراحت بودم و هم خودم را دلداری میدادم که بههرحال ممکن است آن برادری که رفته توی جلسه فراموش کرده به مهندس خبر بدهد که من آمدهام.
در همین فکرها بودم که یک نفر صدایم کرد:(( لطفاللّه برگرد.))
برگشتم.
خود مهندس بازرگان بود.
باورم نمیشد،نخستوزیر ایران داشت مرا به اسم صدا میزد.
برگشتم با سرعت به سمتم آمد و بغلم کرد.
گفت:(( در زندان صبورتر بودی،کجا با این عجله؟))
نمیدانستم چه بگویم.
زبانم بند آمده بود.
گفتم:(( آقای مهندس! دلم برایتان تنگ شده بود.شنیدم که آمدید اهواز،آمدم خدمتتان فقط برای عرض ادب.مزاحم جلسات نباشم.))
گفت:(( قرار نبود از این حرفها بزنی.این جلسات برای تو و امسال توست.اگر این جلسات نتوانند برای تو و امثال تو کاری بکنند به چه دردی میخورند؟! ما به چه درد میخوریم.بیا باهم برویم بالا.ببخشید دیر شد،جلسه مهمی بود.))
مرا با خودش بالا برد.
احساس غرور میکردم.
یک روستازاده در جلسه کابینه دولت انقلاب.
همه کت و شلوار پوشیدند و کروات داشتند،اما لباس من مناسب نبود.
مهندس بازرگان مرا به جمع وزرا معرفی کرد.
تایپیست : کوثربانو
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝
#ماندلای_ایران
قسمت صد و بیست و پنج:
مهندس بازرگان مرا به جمع وزرا معرفی کرد.
******************
((دوست و برادرم لطفاللّه پیرمرادی.))
با همه دست دادم.
اولین نفری که با او آشنا شدم وزیر امورخارجه ابراهیم یزدی بود.
بعد مهندس مرا به آقایان رضا صدر،وزیر بازرگانی،احمد صدر حاج سید جوادی،وزیر دادگستری و علیاکبر معینفر،وزیر نفت معرفی کرد.
کسان دیگری هم بودند که اسمشان یادم رفته.
تیمسار مدنی استاندار خوزستان هم بود.
پرسیدم:(( آقای مهندس! دکتر سحابی نیستند؟))
گفت:(( آقای دکتر مشاور دولت هستند،ولی در این سفر همراه ما نیامدهاند.))
بعد بدون اینکه چیزی بگویم دست مرا گذاشت توی دست معینفر و گفت:(( لطفاللّه از نیروهای قدیمی انقلاب است.در زندان برازجان سری از هم سوا بودیم،هر کاری از دستت برمیآید کوتاهی نکن.))
معینفر مرد مودب و مهربانی بود،اما شباهتی به نیروهای انقلابی در او ندیدم.
ریش و سیبیل نداشت.
کت و شلوار شیکی پوشیده و کروات مشکی زده بود.
دست مرا گرفت و کنار خودش نشاند.
با خنده گفت:(( آقای نخستوزیر اهل سفارش و توصیه نیست،نمیدانم چه کاری کردهای که این همه هوایت را دارد.))
گفتم:(( ایشان لطف دارند،من نه کاری برای ایشان انجام دادهام و نه میتوانم کاری انجام بدهم.))
((سواد دارید؟))
((تصدیق ششم ابتدائی را دارم.))
((برای کارمندی کافی نیست،اما برای کارگری خوب است.کار پشت میزی که نمیخواهی؟))
((من بچه عشایرم آقا،اهل کار و سختکوشی.هرکاری باشد انجام میدهم.))
((قبلا جایی کار کردهای؟))
((بله مهندس،در شرکت حفاری بیکر با آمریکاییها کار کردهام. آدم بیتجربهای نیستم.))
منشیاش را صدا کرد،یک برگهی آرمدار گرفت و توصیهنامهای برای رئیس شرکت نفت خوزستان نوشت.
نامه را توی پاکت گذاشت و به من سپرد و گفت:(( میگویم رئیس دفترتلفنی هماهنگ کند فردا شما خرمکوشک باشید.))
بعد شماره تلفن دفترش را داد و گفت که اگر در روند استخدام مشکلی برایت پیش آمد با دفترم تماس بگیر.از او تشکر کردم.
تایپیست : کوثربانو
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
╔═🍃🇮🇷🍃══════╗
@Keynoo
╚══════🍃🇵🇸🍃═╝