eitaa logo
خطِّ افق
116 دنبال‌کننده
387 عکس
72 ویدیو
1 فایل
شعرهایم روان و رنگین‌اند تا بماند به یادگار از من ... @Rayyan72
مشاهده در ایتا
دانلود
‏‎وقتی کنار علقمه روی زمین افتاد در شهر یثرب مادرش ام‌البنین افتاد دل را به دریا زد فرات تشنه طغیان کرد وقتی که قطره قطره گوهر از جبین افتاد با مشک سیرابش به سمت خیمه‌ها می‌رفت دستش جدا شد تیر خورد از روی زین افتاد فریاد ادرک یا اخا در دشت غم پیچید پشتی شکست و ناگهان حبل‌المتین افتاد ماه بنی‌هاشم به خاک افتاد آن‌سوتر در خیمه‌ی خورشید زین‌العابدین افتاد بر قلب زینب کوه غم آوار شد وقتی چشمش به اسب زخمی سالار دین افتاد دیگر کسی از تشنگی حرفی نمی‌زد آه! در خیمه از دست زنی ظرف گلین افتاد @khatteofogh
با دستِ ‎حسین، داده شد مشک به تو در عرش، فرشته می‌برد رشک به تو تا چشمِ فرات، روی ماهت را دید گریان شد و جای آب، دادَ اشک به تو حضرت سجاد علیه السّلام: ‎ عباس را نزد خداوند منزلتی است که در روز قیامت همه‌ی شهیدان بر آن رشک می‌برند. @Khatteofogh
خود را رسانده، پشتِ سرش تیغ و دشنه است ... سقا چقدر خسته و غمگین و تشنه است ... @Khatteofogh
غم می‌چکد از نگاهِ جاریِ ‎حسین ... مانده‌ست پسر برای یاریِ حسین؟ چون ماهیِ تشنه‌لب دهان وا کرده! خونین‌سخن است زخمِ کاریِ حسین ... @Khatteofogh
در شامِ بلا حدیث‌ها جعل شدند در لشکر تیره اسب‌ها نعل شدند ... یاقوتِ محمدی به خونش غلتید از شدتِ داغ، سنگ‌ها لعل شدند ... @Khatteofogh
شورآفرین و ناجیِ ‎دین شد غمِ حسین افراشته‌ست در همه جا پرچمِ حسین ... @Khatteofogh
دریا برای حضرت عباس گریه کرد با شور، با حماسه و احساس گریه کرد ... @Khatteofogh
تو در وجود من یافته شد اشعار لطیف و سرخ من تافته شد با خاک تو خواستم که آدم بشوم با مهر تو تار و پود من بافته شد ... *شور و احساس، ناشی از روضه‌ست ... @Khatteofogh
از دست می‌رود گل سرخی که کاشتم من در تمام عمر، گلم را نداشتم و سروده است: کار ما نیست شناسایی راز کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم ... @Khatteofogh
دروازه‌ای جدید، به رویم گشوده شد! شعری شگفت و تازه برایم سروده شد ... ✍🏻 پل ریکور اندیشمند فرانسوی در نظریه‌ی ‎هرمنوتیک خود، را نوعی جهان‌سازی (world-making) می‌داند. شعر مثل یک «دروازه معنایی» عمل می‌کند که از طریق آن می‌توان به جهانی تازه ورود کرد. @Khatteofogh
‏بیرونِ شهر علف‌های پژمرده چشمان تیزِ شاهین را یاری می‌کنند ... برشی از سروده‌ای چینی ✍🏻 چشمِ چگونه یاری شد؟ علف‌های پژمرده، دیگر انبوه نیستند و با از دست دادن رطوبت، کوتاه‌تر و جمع‌تر شده‌اند. لذا؛ جست و خیزِ شکار، دیدنی است ... @Khatteofogh
اندوه تو سنگ و چوب را آتش زد آمد به جهان، قلوب را آتش زد ... آخر سر خونین تو در خطه‌ی شام خورشید شد و غروب را آتش زد ... و استاد سروده است: گل می‌کند به منبر نی، آفتابِ تو یعنی سر مطهّر عالی‌جناب تو @Khatteofogh