- از چشمهات خستگی میباره.
+ چشمهای خودتو ندیدی.
- دیدم. توی چشمهای تو دیدم چقدر خستم.
سلام عزیزدلم. تنها خواستم اطلاع داشته باشی که
[ همزمان درحال زندگی در دو جا هستم؛ اینجا که منم و آنجا که تویی.]
گفت :
داشتم بهت فکر میکردم، وسط فکر هام به خودم اومدم دیدم دارم هق هق میکنم و باهات حرف میزنم، اون لحظه انگار به بزرگترین و سنگین ترین غم دنیا مبتلا شدم.