* من حتا وقتایی که نمیتونم باهات حرف بزنم ، همهی اتفاقای روزمرهمو توی ذهنم برات تعریف میکنم :)).
معینزِد4_5913406987126705113.mp3
زمان:
حجم:
13.1M
- پخشوپلا توی ذهن منی :))
[ همهی عمرت رو توی مسیر پر پیچوخمِ یه لابیرنت گیر افتادی و به این فکر میکنی که چطور یه روز ازش فرار میکنی و اینکه چهقدر اون روز قشنگ خواهد بود و با خودت فکر میکنی که فکر آینده باعث میشه که بتونی ادامه بدی ؛ ولی هیچوقت اون کارها رو نمیکنی ، فقط از خیالپردازیهات درمورد آینده استفاده میکنی که از ''حال'' فرار کنی. ]
- در جستجوی آلاسکا -
- من به خودت ، به نوتیف پیامت ، به حرفایی که برای دلگرمی دادن بهم میزنی ، به دیوونهبازی هایی که درمیاری تا بخندم ، به حضورت تو این روزای سختِ زندگیم نیاز دارم .. میتونی اینو بفهمی ؟
شب یهچیزی به ذهنم میرسه و با خودم میگم صبح بذارمش توی کانال ، صبح پامیشم میبینم حتا موضوعشم یادم نیست که چی بوده =]
- نصف عمرم به این غصه و حسرتا گذشت که ایکاش دوستام با کسِ دیگهای جز من آشنا نمیشدن .
برید به آدم مجازیِ زندگیتون اینو بگید تا ذوق کنه :
- ای که نزدیکتر از جانی و پنهان زِ نِگه
هجرِ تو خوشترم آید زِ وصالِ دگران♥️(:
* اونجایی که وسط تلفنی صحبت کردن با کسی که باهاش رودربایستی داری، فکر میکنی حرف طرف مقابلت تموم شده و تا میای یهچیزی بگی اونم شروع به صحبت میکنه و بعد یهو هردوتون ساکت میشید و منتظرید تا یکی اول حرفشو بزنه ؛
اون ثانیههای به شدت رومخ رو براتون آرزو میکنم .
همون موقعی که دیدی خوب یا بد بودنِ حالِت بسته به خوب یا بد بودنِ ''حالش'' یعنی کارت تمومه .