اگه کانال روزمرگی داشتم، یکی از نوشتههای هرروزم راجع به تهوع های صگی در اثر ایستادن بیش از حد توی اتوبوس بود.
هی میگم خستمه هی ازم میپرسی چرا مگه چیکار کردی؟
و من واقعا نمیدونم چیکار کردم جز اینکه میدونم جسمم خسته نیست، روحم داره خستگی میکشه .
توی اتوبوس نشستم و دارم همون آهنگ اندی رو گوش میدم ، تصور اینکه اگه یهدفعه هنزفری دربیاد و آهنگ با صدای بلند پخش بشه قیافههای مردم چه شکلی میشه، روزمو میسازه=)
* وقتایی که دلتنگت میشم کوچکترین چیزی میتونه منو به گریه بندازه ، حتا اگه این باشه که موقع بیرون رفتن از اتاقم درو نبندن. به همین بهانه میشینم و یه ساعت گریه میکنم.
بعضی از پستهای بعضی کانالای افرادِ به ظاهر فاخر رو که میخونم ، احساس تهوع بهم دست میده از حجم حماقتِ پشت حرفاشون.