زندگیم اگه واقعا جمهوری اسلامی بابت رفتن تو خیابون بهمون پول میداد:💸💸💸
هدایت شده از خسته¡
دلم میخواد آیدی مامانم رو به همه خبرگزاریها و هر کانالی که اخبار جنگ رو پوشش میده بفرستم تا از همهی اینها ریمو بشه.
چون فعلا دیگه به اینستا دسترسی ندارم، موقتا دلم میخواد اینجا درمورد کتابهایی که خوندم صحبت کنم.
- یک عدد خوددرگیر -
_
کورسرخی قصهی درد مردمه. مردمی که اگر تونستن از جنگ و آوارگی جون سالم به در ببرن، تقریبا تمام عمرشون از درد بیهویتی و به وطن تعلق نداشتن رنج بردن.
وطنی که هم براشون از جان عزیزتره، هم اونقدری رنجدیده و شکسته شده که دیگه نمیشه بهش تعلق داشت...
توی این کتاب نویسنده درمورد اینکه "چی شد که این اتفاق افتاد؟" صحبت نمیکنه _و من برای اینکه متوجه وقایع سیاسی و تاریخی داخل کتاب بشم، خودم سرچ کردم_
بلکه درباره این صحبت میکنه که الان مردم افغانستان هرکجای دنیا که باشن، چه رنج و درد عمیقی رو متحمل میشن. انگار غم و رنج در زندگی این آدمها نهادینه شده باشه و فرقی هم نداره مربوط به کدوم دوره باشه؛ چه زمان حکومت کمونیستها و چه زمان طالبان یا حتا آمریکاییهایی که بعضی از مردمشون فکر میکردن قراره براشون آزادی و یه زندگی راحت به ارمغان بیارن.
مطالعه این کتاب توی شرایطی که خودمون درگیرش هستیم خیلی برام تاثیرگذار بود. درنهایت چیزی که فهمیدم اینه که آدم تا وقتی به معنای واقعی «زنده» است که خانهای داشته باشه، خاکی برای اینکه «وطن» صداش بزنه و سرزمینی که مطمئن باشه میخواد بچههاش رو توی اون بزرگ کنه.
آدمی که از وطن دوره، هیچجای دنیا حالش خوب نیست.
کورسرخی | عالیه عطایی
- یک عدد خوددرگیر -
خستهام
مثل براندازی که سه سال پیش فکر میکرد با اینکارا میتونه جمهوری اسلامی رو از بین ببره.
واکنش جمهوری اسلامی که یهتنه داره با اینهمه کشور میجنگه و هنوز از بین نرفته: