eitaa logo
اسرائیل او را کشت
66 دنبال‌کننده
474 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دکتر مرضیه عسگری، پزشک و استاد فوق‌تخصص طب نوزادان، مادر زهرا برزگر شیرین زبان در شغل دشوارت، بارها و بارها با مرگ جنگیدی تا جان نوزادان را نجات بدهی. هنگام تولد دختر کوچولویت زهرا، حتی خودت هم تا پای مرگ رفتی. اما وقتی مرگ ناغافل، در شمایل کریه موشک‌های اسرائیلی بر در منزل والدینت کوبید، تو و زهرای کوچکت بی‌دفاع بودید... جای تو برای خیلی‌ها خالی است؛ برای همکاران و دانشجویانت که تو را با شخصیت ملایم و اخلاقی‌ات یاد می‌کنند؛ برای همسر داغدارت که در یک لحظه، همۀ عشق و شادی زندگی‌اش را از او گرفتند؛ برای جامعه‌ای که تو را پرورده بود تا فرزند پرافتخارش باشی. ایران در هر دانشجوی جوان و سختکوش پزشکی، سیمای ساده و صمیمی تو را بازخواهد شناخت. در خاک قدردان وطن بیارام.ما فراموشت نخواهیم کرد دختر ایران Dr. Marzieh Asgari, The young attending pediatrician, Many times you fought death to save newborn lives. Giving birth to your daughter, you even nearly died. But how you could've ever saved her when Israeli missiles arrived? You're so missed by so many...
بهنام قاسمیان، مهندس جوان، پدر خوشبخت و سختکوش دو فرزند پنج ساله و دو ماهه بودی. هنوز شادمانی تولد رایان کوچولو در خانۀ شما جریان داشت. همکار کسانی بودی، دوست کسانی، همسایۀ کسانی. در زندگی و کار، آدم‌های بسیاری به تو متکی بودند. موشک‌های اسرائیلی خانوادۀ کوچکت را سوزاندند و کشتند. سپس رسانه‌هایشان گفتند این یک «خسارت جانبی» بود؛ ارزش شما و درد و رنج شما را به هیچ گرفتند. هموطنانت می‌دانند که تک تک شما، چقدر برای جامعۀ ما مهم و حیاتی بودید. هموطنانت قدر واقعی تو را می‌شناسند. در آغوش مهربان وطن بیارام. Bahnam Ghasemian, The young engineer, You were a dedicated father, a well-respected colleague. They killed your small family tragically and made excuses by calling it “collateral damage”. Yet Iranians know how essential you all were to our community. Rest in peace.
دکتر زهره رسولی، مادر رایان و کیان قاسمیان، همسر مهندس بهنام قاسمیان متخصص زنان و زایمان، به جان‌های کوچک بسیاری یاری رساندی تا متولد شوند. مادران بسیاری را در لحظات پراشک‌وخندۀ زایمان، تسکین بخشیدی. اما خودت و خانوادۀ کوچکت با دردی تسکین‌ناپذیر این جهان را ترک کردید. تو، همسرت، کیان پنج ساله و رایان دو ماهه، همگی در آتش موشک‌های اسرائیلی سوختید و درد کشیدید و یک به یک درگذشتید. دانشجویانت می‌گویند نام استاد سخت به تو می‌برازید. مراجعانت دلتنگ لبخند مطمئن تو خواهند بود. نوزادانی که با استقبال دست‌های مهربان تو پابه‌دنیا گذاشتند، داستانت را خواهند دانست. فرزند ایران، وطنت به احترام دست‌های زندگی‌بخشت می‌ایستد. ایران به احترام روح بی‌تکرارت می‌ایستد، دختر ایران Dr. Zohreh Rasouli, The attending gynecologist, Many lives you helped deliver. Many patients you comforted. Yet your entire family passed away with unbearable pain. Israel’s missiles burned you all to death. Iran pays tribute to your life-giving hands.
مجید تجن‌جاری یک جوان نخبه بود. یک شهروند معمولی. متخصص و محقق جوان هوش مصنوعی، که از همان ابتدا، عاشق اختراع کردن و ساختن راه حل‌های جدید بود او در هوش مصنوعی و برنامه نویسی مسیر خودش را پیدا کرد. مجید عزیز تو سرمایه کشور بزرگ ما بودی. موشک‌های اسرائیلی مسیرت را قطع کردند. اما کسی مثل تو را نمی‌توان از وطن گرفت. در هر روح جوان و جوینده و کنجکاو، ایران تو را از نو پیدا خواهد کرد. ایران Majid Tejenjari, 35-year-old AI expert, From a young age, you had a passion for inventing and creating. You found your way in AI and Expert systems. Israel cut your way by killing you. Yet you can’t be eliminated. In any young seeker, Iran will recollect you.
علیرضا زینلی، پدر آیما و هیدا چه خانوادۀ قشنگی داشتی. لابد خیلی به آیمای 8 ساله و هیدای 4 ساله می‌بالیدی. در آخرین لحظاتت، هنگامی که موج انفجار را احساس کردی، چقدر از بابت دخترها وحشت کردی! موشک‌های اسرائیل جان تو و فرزندانت را گرفتند و همسرت را مجروح برجای گذاشتند. علیرضا، تو مثل خیلی از ماها بودی مرد، یک مهندس 39 ساله که با هزار سختی و تلاش یک خانه گرم و زیبا ساخته بودی، با دو تا فرشته زیبا که ما هر بار عکس شون رو دیدیم گریه کردیم. خواستند نابودی خانوادۀ شما را با دروغ بی اهمیت جلوه بدهند، اما نمی دانستد ایران شما را فراموش نخواهد کرد. آنها دروغ می گویند و نمی دانند این دروغ ها رنج است، برای زن جوانی که در یک لحظه، همۀ روشنایی دنیایش را خاموش کردند! ما شما را فراموش نخواهیم کرد، علی رضا، آیما، هیدا Alireza Zeinali, 37-year-old engineer, What a proud father you must've been because of your daughters. What a terror you must've felt for them at the last breath. Israel ruined your family as a “price for freedom”. What a heavy price for your grieving wife to pay.
حدیث فخاری، مادر سروین کارمند جوان تامین اجتماعی، چقدر سروین، دختر کوچولویت، شبیه خود توست. در عکسی که از شما برجا مانده، طرز نگاهتان، طرز لبخندتان و شیوه‌ای که چانه‌ها را به دست‌ها تکیه داده‌اید شبیه هم است. حتی سرنوشت شما هم شبیه هم بود: هر دوی شما را موشک‌های اسرائیلی سوزاندند. آن‌ها شما را «خسارت جانبی» ماموریت‌هایشان دانستند. ایران می‌داند که چه جان‌های بی‌بدیلی بودید. ایران سوگوار خنده‌های سوختۀ شماست دختران زیبای ایران Hadis Fakhari, The young insurance employee, Your daughter looks like you so much. In your pic, you smile, look and rest chins in your hands the same way. You two also died the same way. Israel’s missiles burnt you both as a “collateral damage” of their mission.