فاطمه شریفی،
دانشآموز پایۀ هفتم،
لابد تو هم مثل هر نوجوانی، خیالبافی میکردی؛ شاید دربارۀ عشق یا ماجراجویی یا انجام کارهای بزرگ. حالا رویاهای تو مثل اشباحی پراکنده در آسمان شدهاند. اسرائیل خودروی خانوادگی شما را، در جادۀ نجفآباد به خمینیشهر هدف قرار داد و هر چهار نفرتان را به قتل رساند؛ تو، برادر کوچکترت و والدینتان. فرزند ایران، وطن بر رویاهای از دست رفتهات مویه میکند.
#فرزندان_ایران
Fatemeh Sharifi,
The 7th grade student,
You must've dreamed of things like any teenager, maybe love or adventures or doing big jobs. Israel targeted your parent’s car on the road. Now, all your dreams are like scattered phantoms in the sky. Rest in Iran’s memory.
#KilledByIsrael
صالح بایرامی،
عکاس و گرافیست مطبوعاتی،
موشکهای اسرائیلی تو را در میدان تجریش کشتند؛ جایی که مسیر هر روزهات بود. شاید از دفتر یکی از مجلاتی که همکارشان بودی برمیگشتی. شاید به مدرسۀ گرافیکی که استادش بودی میرفتی. وقتی زمین شکافت و خودروها به هوا پرتاب شدند، آن آخرین قابی که لنز چشمهای تو میبست چه بود؟ همکارانت تو را با خلاقیت و مهربانی بیدریغت به یاد خواهند آورند. هنرجویانت از سخاوت و صمیمیتت سخن خواهند گفت. ایران تو را شهید وطن خواهد نامید. این سرزمین، خاستگاه آیینهای باستانی یادکرد و سوگواری شهیدان است. ایران میداند چگونه نام فرزندانش را جاودانه کند؛ همچون نام سیاوش.
#فرزندان_ایران
Saleh Bayrami,
Graphic designer,
They killed you on your way to work. The Iranian press will remember you for your creativity. Iran will remember you as a martyr. This land is known for ancient rituals of martyrs’ remembrance. We know how to immortalize names.
#KilledByIsrael
سیدعلیاکبر میرمحمدی، امداد گر جوان هلال احمر اصفهان، در حین انجام وظیفۀ امدادیاش مجروح شد و چند روز بعد در بیمارستان، به شهادت رسید.
قرار بود که امدادگران در تمام جنگها مصونیت داشته باشد. اما هیچ چیز این جنگ شبیه آنچه قرار است باشد نبود: آنجا زادگاه علیاکبر بود، اصفهان زیبا، نه میدان جنگ. آنها که مجروح میشدند، همشهریان او بودند، نه نظامیان. و امدادگران نیز مصونیت نداشتند...
وطن تو را به یاد خواهد داشت، فرزند ایران.
#فرزندان_ایران
Seyedaliakbar Mirmohammadi,
You were supposed to be granted protection, like any aid worker in any war. But nothing there was as it was supposed to be. It was your hometown, not a field. They were civilians, not combatants. And you weren’t protected…
#KilledByIsrael
امروز باخبر شدم که دکتر عزیزی، متخصص گوش، حلق و بینی و عضو فرهنگستان علوم پزشکی هم از کشتهشدگان انفجارهای اسرائیل بودهاند. صرفا رهگذری بوده در تجریش که بیگناه کشته شده.
دلم خون بود و خونتر شد.
دکتر عزیزی پزشک فرهیختهای بود، ایرانگرا و عاشق زبان و ادببات فارسی. اولین بار که به مطبش مراجعه کردم و اسمم را دید، گفت: من شما را میشناسم و مقالاتتان را در مجلهی بخارا میخوانم. از همانجا صحبتمان گل انداخت و هربار خودم یا دخترم به مطبش رجوع میکردیم، ضمن طبابتش، که در آن هم حاذق بود، مدتها دربارهی زبان و ادبیات گپ میزدیم. در قفسهی پشت سرش بهجای مدارک و مجلات پزشکی، نشریات ادبی روز را چیده بود و اگر تنگنای وقت مراجعان دیگر نبود، دل سیری از شعر و تاریخ و زبان صحبت میکردیم.
وقتی به آدریا، دخترم، این خبر ناگوار را دادم، با افسوس گفت: چهقدر هم مهربان بود، همیشه برای سه چهار روز به من گواهی پزشکی میداد که به مدرسه نروم!
روحش شاد، و لعنت ابدی بر باعثان این مصیبت باد.
سایه اقتصادی نیا
https://t.me/Sayehsaar
سینا سلیمانی، معاملهگر بورس و مشاور مالی جوان،
تو میخواستی «همان تغییری باشی که آرزو داری در دنیا ببینی». موشکهای اسرائیلی تو و آیندهات را کشتند. اما وطنت آرزوهایت را زنده نگه میدارد.در یادهای ما آرام بگیر.
#فرزندان_ایران
Sina Soleimani,
The young stock trader and financial advisor,
You wanted to "become the change that you wish to see in the world". Israel’s missiles killed you and your future. Yet your homeland will keep your wishes alive. Rest in our memories.
#KilledByIsrael
امیرحسن جمشیدپور دومین امدادگر شهید هلال احمر، در تهران و در حملۀ مستقیم اسرئیل کشته شد؛ در حالی که در ماموریت امدادرسانی بود.
آمبولانس سوختۀ میدان هفت تیر، یادمانی برای او و همۀ شهدای ازخودگذشتۀ هلال احمر است که خلاف تمام موازین حقوق جنگی، هدف قرار گرفتند.
دوستانش او را جوانی کمحرف و صمیمی توصیف میکنند. ایران او را در لباس پرافتخار خدمتش به یاد خواهد داشت؛ آنگاه که برای آخرین بار، کیف نجات را به دوش گرفت و به گودال حاصل از انفجار نزدیک شد تا مجروح هراسانی را دریابد...
در حافظۀ قدردان وطن بیارام، فرزند ایران.
#فرزندان_ایران
Amirhassan Jamshidpour,
The young member of Iranian Red Crescent,
There is a burnt ambulance in Tehran’s downtown which is always covered in fresh flowers: a first-hand evidence of Israel’s war crimes, a memorial for two slain aid workers: you and your friend.
#KilledByIsrael
مجتبی ملکی، امدادگر جوان هلال احمر، در حین انجام ماموریت در تهران با هدفگیری مستقیم آمبولانسش کشته شد.
آمبولانس سوختهای که حالا در میدان هفت تیر، در معرض نگاه مردم ایران گذاشته شده است، همزمان شاهدی بر انساندوستی و ازخودگذشتگی او و جنایات جنگی اسرائیل است.
به گفتۀ همکارانش، مجتبی میدانست که به چه صحنۀ پرخطری پای میگذارد. در آخرین ویدئوی ضبطشدهاش، او میخندد و از شهادت میگوید.
مجتبی ملکی، پسر پردل ایران، همسرت هنوز برای تلفن خاموشت پیامهای آمیخته به عشق و چشمبهراهی مینویسد. ایران هنوز به تو میاندیشد. اایران همیشه به تو میاندیشد.
#فرزندان_ایران
Mojtaba Maleki,
The young aid worker of Red Crescent,
The siren of your ambulance was a song of altruism, the best that has ever been sung. The roar of their missiles drowned it out in Tehran. Yet your name is an unquenchable melody of honor in Iran's memory.
#KilledByIsrael
اکرم عبدالکریمی(بخت)
مادر بود، نه فقط برای فرزندانش، به مادر بودن و مهربانی شهره بود.
در 80 سالگی هنوز هم خانهاش خانهی امن همه کسانی بود که او برایشان مادری کرده بود.
موشکهای اسرائیلی او را در خانه ش در میدان ششم نارمک کشتند و بعد دستگاه دروغسازی شان دست به کار شد تا بگوید او یک شهروند عادی نبوده است.
مادر مهربانی که نامت در شناسنامه اکرم عبدالکریمی بود و همه تو را به نام بخت میشناختند، خاطره مهربانیهایت تا ابد در جان همه آنهایی که برایشان مادری کردی، جاری است.
فراموشت نمی کنیم، مادر مهربان، فرزند ایران
#فرزندان_ایران
Akram Abdolkarimi
She was a mother — not just to her children, but to anyone who needed kindness.
At 80 years old, her home was still a safe haven for all those she had cared for like a mother.
Israeli missiles killed her in her home in Narmak’s Sixth Square.
And then came the machine of lies — to claim she was not a “civilian.”
Kind-hearted mother,
Your memory lives on in the hearts of all those you mothered.
#killedbyisrael
@killedbyisrael
امیرعباس جعفرآبادی،
دانشآموز پایۀ ششم،
عاشق فوتبال بودی و آقای گل مدرسه. هر زمان که یارکشی میشد، همه میخواستند در تیم تو باشند. با آن زبان تندوتیز و چشمهای روشنت.
چهرهات از آنهایی نبود که فراموش شود. کلی دوست و رفیق داشتی که حالا جای خالی تو قلبشان را به درد میآورد. شاید آیندهات در فوتبال بود، یا در علوم پزشکی، مثل خواهرت، یا در مهندسی، مثل برادرت.
هیچ کس نمیداند، هیچ کس هرگز نخواهد دانست؛ زیرا موشکهای اسرائیلی آینده را از تمام خانوادۀ تو دزدیدند. ما فراموشت نمیکنیم، پسر ایران
#فرزندان_ایران
AmirAbbas JafarAbadi,
6th grade student,
You had a passion for football. You were the school’s top scorer. At any pickup game, everyone wanted to be on your team. Maybe you would’ve had a future in sport. No way to know, since Israel’s missiles stole it from you.
#KilledByIsrael
@KilledByIsrael