صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار ،
قدر نوشیدن یک چای بمانی کافیست .
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
مثل آن چایی که میچسبد ز سرما بیشتر
با همه گرمیم، با دل های تنها، بیشتر
درد را با جان خریداریم و با غمها خوشیم
قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر🤎☕️!
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
چای را با قند شیرین میکنند اهل زمین ،
من دلم شیرین شود تنها به یک لبخند تو .
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
من آن رسواے مجنونم کہ با عشقت هم آغوشم
غزل از جام چشمانت دوصد پیمانہ مینوشم
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
شدہ احساس ڪنے هست ولے نیست ڪسی
دمبهدم در تب یڪ حالت مبهم باشی
غرق رویاے ڪسے باشے و یادت نڪند
تو ولے در طلبش شهرهے عالم باشی
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
گرد سر آن شمع، چو پروانه نباشم
بیموجب از او رنجم و بیوجه کنم صلح
اینها نکنم، عاشق دیوانه نباشم
صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام
ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم
بیگانه شوم از تو که بیگانه پرستی
آزار کشم گر ز تو بیگانه نباشم
وحشی صفت از نرگس مخمور تو مستم
زانست که بی نعرهٔ مستانه نباشم
_وحشیبافقی🌚💘_
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
مانده بودم چه بگویم به تو از درد دلم ..
اشک از دیده روان گشت خودت فهمیدی!:)
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
شبی شاید رها کردم جهان چون سرابم را
کسی اینجا نمیفهمد من و حال خرابم را💔!
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
زیباتر از این صحنه مگر هست به دنیا ؟
او چای بریزد ، تو بخوانی غزلت را . 🌿
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
من اهل دل و چای هل و لعل نگارم ،
تو اهل شب و شعر سپید و لب سیگار .
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
درچنان حالم اگر مجنون ببیند حالمن
آنچنان گِرید بهحالم لیلی ازیادش رود💔!
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
- کاش میشد حضورتون مثلِ چآیی ؛
پررنگ بآشہ .🤎
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱