⌝جایگاه تو
توی قلبِ من حَدو مَرز نداره
تو ریشه کردی تو کُلِ وجودم
دقیقا مثل به شاهرگی برام
شاهرگ هم که نباشه آدم میمیره
خلاصه بگم:
بودنت دلیل زنده بودنِ مَنِ💙🌧⌞
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
قَصد ِرَفتَن کَردهای تا باز هَم گویَم بِمان
بار ِدیگَر میکُنَم خواهِش وَلی اِصرار نَه
گَه مَرا پَس میزَنی گَه باز پیشَم میکِشی
آنچِه دَستَت دادهاَم نامَش دِل است افسار نَه !
_شهریار_
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
تلخ باش اما خودت باش این صداقت بهتر است
ترشرویی از دورویی بینهایت بهتر است
من تو را بازيچه كردم يا تو من را؟ بگذريم
اين قضاوت بين ما روز قيامت بهتر است
با ترحم از خدا شادی برایم خواستی!
ناسزاى ديگران از اين محبت بهتر است
از پشیمانی نگو انقدر و ناشکری نکن
آن گناهآلودگی از این ندامت بهتر است
بیوفا جان دوستت دارم هنوز اما برو
هرچه از من دورتر باشى برايت بهتر است!(:💔
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبه ی دنیایی
خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیباتر از آن رویایی
مثل یک حادثه عشق پر از ابهامی
و گرفتار هزاران اگر و امایی
ای تو آن نابترین رایحه شعر بهار
تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی ؟
من به اندازهی تو تنهایم
تو به اندازهی تنهایی من ، زیبایی !
عاشقی را چه نیازست به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بیزیرایی✨
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید.
_شهریار_
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد
لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دلکند، نشد
با چراغی همهجا گشتم و گشتم در شهر
هیچکس ... هیچکس اینجا به تو مانند نشد
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه 'خداوند' نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
_فاضل نظری_
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
دل به هرکس میسپاری، پای احساست بمان؛
من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان؛
من به گلهایی که میخشکند عادت کردهام؛
تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان!
زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار!
با همان سرباز و شاه و بیبی و آست بمان:)
ظاهراً معیار تو چیزی به غیر از عشق بود!
تا ابد پابنـد آن معیــار و مقیـاست بمـان!
کندوکاو و فکر کردن مال قبل از عاشقیست..
عاشق هرکس که هستی پای احساست بمان.!
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
آتشی در سینهام دارم که جانم سوخته...
دیگر از دنیا نگو با من، جهانم سوخته...
ظاهرم خوب است اما خوب میدانم خودم..
از درون خاکسترم، روح و روانم سوخته....
هر کجا از حسرتِ بسیارِ قلبم گفتهام...
اندکی راحت شدم، اما زبانم سوخته...
بد کشیدم بد شکستم بد نشستم پایِ دل...
از همین آشِ نخورده، بد دهانم سوخته...💔!
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بنویسی که خدا پشت و پناهش باشد
برود بغض کنی خرد شوی دم نزنی
که دلت تشنه یک لحظه نگاهش باشد
منطقی نیست کـه بختِ منِ دلبستهٔ او
بـه پـریشانی موهـای سیـاهـش باشد
عاشقی جرم قشنگیست که جز رسوایی
دلِ پُـر درد ، مجـازات گناهش باشد . . .
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
تو ندانی که چهها با من ویران کردی
که مرا یک دفعه از عشق پشیمان کردی
چه کسی بعد تو در خانهی من میماند؟
که گلستان مرا گوشهی زندان کردی
هر چه از غیر جفا دیده دلت یک عمری
همه را نزد من آوردی و جبران کردی
ز خدا بند بریدم به تو آلوده شدم
و تو محراب مرا خانهی شیطان کردی
دل غربت زدهام دلخوش آغوشت بود
تو مرا از وطنم نیز گریزان کردی !
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
- صبر کن باراٰن بگیرد میروم،
یا ك پایم جان بگیرد میروم،
صبر کن من بغض دارم اندکیٖ
گریهام پایان بگیرد میروم . .
آبرویم میرود با چشمتر!
صبر کن باراٰن بگیرد میروم!🌧💔ՙՙ
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
عـاشقی جـرم قشنگیست گرفتارم کـرد
خواب بودم که شبی عشق تـو بیدارم کرد
آمـدم گریــه کنـم تـا تـو نگاهـم بکنـی
چـون ستـاره بـه تماشای شب تـارم کرد
آمـدی خـواب مـرا از چـه پریشان کردی
گفتی عاشق شـدهام عشق تو بیمارم کرد
آمـدی خـانـهی ویــرانه گلستان کـردی
بـوسـهای از لب تـو شهـرهی بازارم کرد
آمــدی دل ببــری؛ یـا بخـری؛ فهمیـدم
وقت خواب آمدی و عطـر تـو بیدارم کرد . !
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱