در خیالات خودم در
زیر بارانی که نیست
میرسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
مینشینی روبه رویم
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...!
گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت
واژهها گل میکنند
یاس و مریم میگذارم
توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت،
می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری
بین دستانی که نیست؟
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
یک موی تو را به کوهی از زر ندهم
جز تو به کسی مقام دلبر ندهم
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
”چشمهایت قهوهای، لحن ِصدایت دلنشین
من شدم صادقترین، عاشقترین ِشاعرین..
علت ِبیخوابیام اصلا نمیدانم که چیست..
قهوههای ِسهی ِصبح؟! نه،
آن دو چشم ِقهوهایست.
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
وقتِ خواب است؛
دلم پیش تو سرگردان است
شب بخیر ای نفَسَت شرحِ پریشانیِ من
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
توبه کردم که قلم دست نگیرم اما
هاتفی گفت که این قصه شنیدن دارد
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
تا ابد مال تو باشم، تو نرفتن بلدی؟!
بلدی تکیه کنم، جا نزنی. رد نشوی؟!
من اگر شکوه کنم، دست گرفتن بلدی؟!
بلدی دل ببری، عشوه کنی.ناز کنی؟!
غیراز این ها تو بگو ، ناز کشیدن بلدی؟!
خواستم شاعر چشمت بشوم، پرسیدی؟!
بیتی از عشق بگو ، شعر سرودن بلدی؟!
چشم تو سوژه ی نقاشی امروز دلم...
بنشین پلک نزن، خوب نشستن بلدی؟!
دو .سه خط عشق برای دل عاشق بنویس...
همه ی دارو و ندارم تو نوشتن بلدی؟!
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
ناز چَشمانِ تو را قاب کنم دَر دِل شب
تا که مَهتاب نَنازد به جَمالَش هَرشب
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
هارداسان؟:)💔
<حاجمَهدیِرَسولی❤️🔥>
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🖤
هارداسان؟:)💔 <حاجمَهدیِرَسولی❤️🔥> _چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
امروز؛ سالگرد شهادت، شهید رئیسیست!:)🖤
حاج مهدی رسولیhardasan.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این؟
در کدامین روستا در زیر باران هارداسان؟:))
<حاجمَهدیِرَسولی❤️🔥>
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱