از عید غدیر بیخبرم نگذارید ..
از خمر علی بیثمرم نگذارید ؛
تا عُمر بود، لعن عُمَر میگویم !
منحیدریام، سربهسرم نگذارید❤️🔥ッ
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
تَنم تابوت غَمگینی که جانَم را نمیفهمد ؛
دلِ تَنگم حِصار استخوانم را نِمیفهمد . . :)
شَبیه بُغض نوزادی که ساعَت هاست میگرید؛
پُر از حَرفم ! کسی اما زبانم را نِمیفهمد . .
دِلم تنگ است و میگِریم ؛ دلم تنگ است و میخَندم
کسی که نیست دیوانه، جَهانم را نمیفهمد !
که مَن اشکم ! که مَن آهم ! که مَن یک دردِ جانکاهم !
که ساقی بُغض تَلخ استکانم را نمیفهمد !
چنان در آتش غم سوخته جِسم و جانم که
پَس از مَرگم کسی نام و نشانَم را نِمیفهمد シ💔
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
عشق یک واژه بیارزش بیمعنی بود
تا که یکباره خدا گفت که عشق است حسین ؏ ! :)
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
عقل و دل روزے ز هم دلخور شدند،
هردو از احساس نفرت پر شدند،
دل بہ چشمان ڪسے وابستہ بود!
عقل از این بچہ بازے خستہ بود!
حرف حق با عقل بود اما چہ سود...
پیش دل حقانیت مطرح نبود
دل بہ فڪر چشم مشڪے فام بود
عقل آگاہ از خیال خام بود؛
عقل با او منطقے رفتار ڪرد
هرچہ دل اسرار، عقل انڪار ڪرد
ڪشمڪش ما بینشان شد بیشتر
اختلافے بیشتر از پیش تر...
عاقبت عقل از سر عاشق پرید
بعد از آن چشمان مشڪے را ندید
تابہ خود آمد بیابانگرد بود
خندہ برلب از غم این درد بود ! :)
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
هدایت شده از غَـيْــث ٰ
#تلنگرانه
چجوریامامحسین
رودوست داری..!
ولیحجابرو...نه؟!
امامحسینیکه
آخرینلحظاتعمرش
نگرانیش،چادردختراشونبود!🙂'」
دَرحوصِلهاَمنیستبَیانِدِلِتَنگَم..
مَنشیشهتَریندِل،وَسَطِاینهَمهسَنگَم!:)💔
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱