بالاخره کنارت نشستم ؛ و هرچه را که ماهها ، در سینه حبس کرده بودم را برایت تعریف کردم .
از دلتنگیهایم ، از دردهایم ..
از مشکلاتم و حرفهایی که فقط میتوانستم به تو ، آنهم بدون آنکه بیان کنم ، بگویم ..
سرم را بر روی تابوت مطهرت گذاشتم و تا میتوانستم اشک ریختم ..
دردهایم را خالی کردم و با قوت قلبی که خودت به من دادی ، راهی ادامهی سفرم شدم !
رفیقِ عزیزِ من !
صمیمیترین دوست من ؛
تو برای من از هرکسی امنتر هستی ! :)
تو مرا میفهمی ، حتی بدون آنکه قرار باشد ذرهای از احساساتم را بیان کنم !
از تو ، ممنونم که به تک تک حرفهایی که بدون بیان کردن با تو درمیان گذاشتم ، گوش سپردی ، و مانند هروقت دیگری ، مرا در آغوش گرمت ، آرام کردی :) .
- ²⁷ شهریور ماهِ ¹⁴⁰⁵ -
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🖤
خواهشمندم که از عکسها ، به هیچ عنوان کپی نکنید .
به هیچ عنوان !
بنده ، نه حلال میکنم ، و نه راضی هستم✨.
همهی عکسها توسط بنده ثبت شده و دلیلی برای کپی نیست . !
- فاطمه / صدف .
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🖤
هرکسیرونیزهایدلگرفتارداره..:)💔! _چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🌱
نمیدونم چرا از گوش دادن بهش سیر نمیشم :)
هربار هم قد یک دریا گریه میکنم ..
33.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منُ، شبُ، فراقُ، تنهایی ..
نمیآیی؟💔:)
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🖤
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگهمنچندتاامامحسیندارم؟:)
_چآیخآنهٔحَضرتِآقا؛☕️🖤