eitaa logo
_چآیخآنهٔ‌‌حَضرتِ‌آقا؛☕️🖤
986 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
786 ویدیو
13 فایل
سینِه‌اَز‌آتَشِ‌دِل‌دَر‌غَمِ‌جانانِه‌بِسوخت آتَشی‌بود‌دَر‌این‌خانِه‌کِه‌کاشانِه‌بِسوختシ🖤 - کپی از پستاهایی که - وَهْـمٓ . نوشتم ؛ راضی نیستم✨️ بیشتر از ² ، ³ تا کپی نشه .
مشاهده در ایتا
دانلود
سایه دراز لنگر ساعت روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود: می‌آمد، می‌رفت. می‌آمد، می‌رفت. و من روی شن‌های روشن بیابان تصویر خواب کوتاهم را می‌کشیدم، خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود و در هوایش زندگی‌ام آب شد. خوابی که چون پایان یافت من به پایان خودم رسیدم. من تصویر خوابم را می‌کشیدم و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود. چه‌گونه می‌شد در رگ‌های بی‌فضای این تصویر همه گرمی خواب دوشین را ریخت؟ تصویرم را کشیدم چیزی گم شده بود. روی خودم خم شد: حفرهٔی در هستی من دهان گشود. سایه دراز لنگر ساعت روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود و من کنار تصویر زنده خوابم بودم. تصویری که رگ‌هایش در ابدیت می‌تپید و ریشه نگاهم در تار و پودش می‌سوخت. این‌بار هنگامی که سایه لنگر ساعت از روی تصویر جان گرفته من گذشت بر شن‌های روشن بیابان چیزی نبود. فریاد زدم: تصویر را باز ده! و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست. سایه دراز لنگر ساعت روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود: می‌آمد، می‌رفت. می‌آمد، می‌رفت. و نگاه انسانی به دنبالش می‌دوید.
°°:°°💚🍀 سلامتی همه مریضا🙌🏻🤍✨
خب بریم واسه فعالیت:)))) چطورین🍀💚
فقط خدا میدونه تو دلم چی میگذره🙂🙌🏻
دورمون آنچنان شلوغ هم نباشه مهم نیست، نیاز به آدمای زیادی نیست، همون چند نفری که اطرافمون هستن، آدم باشن کافیه!